تصویر سال , بدون عکس
دفتر مجله تصویر سال شاید از معدود ترین مکانهایی باشه که همیشه دلم براش تنگ میشه. صمدیان یا به قولی صمد یکی از معدودترین هنرمندایی هست که همیشه یک چیزس یاد میگیری از دیدارش.
مراسم جشن تصویر سال در تهران برپاست و برای دومین سال متوالی برای گرفتن عکس آخر , باز هم ایران نیستم.
3 روز مانده باه افتتاحیه با صمد تلفنی حرف زدم و قول یک مصاحبه حسابی را ازش گرفتم . گفت چرا نمیای دفتر ؟
گفتم: معلوم که نزدیک افتتاحیه است و فکرت مشغوله .
من یک ماهه برگشتم کانادا .
عکس های جالبی از صمدیان دارم , از دوران آماده سازی نمایشگاه عکس تئاتر فجر, ولی خب از صمد اجازه ندارم که استفاده کنم.
می خواستم یک چیزی نوشته باشم که دیدم آزادا عصاران مطلب خیلی خوبی نوشته در همین رابطه .
بخوانید:
چند سالی هست که با استرس و دوندگی های قبل از شروع جشن تصویر سال آشنا شده ام. مدتی است که اگر بتوانم از بودن کنار آدم هایی که صمدیان را بی دغدغه کمک می کنند تا مراسمی را برگزار کندکه درآن ده ها هنرمندراکنار هم می نشاند،دریغ نمی کنم.
سیف اله صمدیان آنقدر محبوب هست که هر کسی یک بار از کنارش عبور کند،درگیر ذهن ساده ای می شود که بدون چشمداشتی سال هاست در صحنه عکاسی وفیلمسازی یگانه می تازد..به بخش بدون چشمداشتش تاکید دارم چون سال هاست کارش را از نزدیک می بینم و نگاهش را به “زندگی درست”.. قبل از اینکه عکاس یا فیلمسازی برایش مهم باشد.
می توانم تصور کنم قیافه مریم (ملک)را وقتی مدام داد می زند و صمدیان را از پای تلفن جلوی کامپیوتر می کشاند تا عکس ها را برای آخرین لحظه های باقی مانده،انتخاب کندکه بروند کلبه هنر برای چاپ!
می توانم نگاه خسته مسعود را از اوضاع اتاق شلوغ ببینم...می توانم نوشین و گیتی و بقیه بچه هایی را که همیشه موقع کمک به عناصرمتصل به تصویرسال آماده اند،ببینم که می دوند..چسب می زنند..جابه جا می کنند...اسم ها را چک می کنند ..آها..و از دست پژمان همیشه گیج حرص می خورند و با شوخی...چای و شیرینی کشمشی همه نگرانی ها را دور می کنند.
می توانم صورت سه شب نخوابیده صمدیان را ببینم.در حالی که همه کار را خودش می کند؛هم دستورات ارشاد را برای ادیت یا سانسورفیلم ها اعمال می کند،هم مصاحبه ها را چک می کند،هم مهمان دارد و هم اوضاع دفتر را مرور می کند ...ه
دیگر سویل نیست.مریم دوممان هم نیست.من هم نیستم. می دانم آنها هم دلشان لک زده برای همه این.... ادامه