نامه ای که هرگز فرستاده نشد


تو - عکس از پویان طباطبایی - photo by : Pooyan Tabatabaei

برای دختری که از خنده هایش امید می تراود


سلام

یک ماه گذشت و تجربه ای تازه بر دفتر زندگیت قلمی شد. خوب یا بد , دشوار یا آسان , تجربه را باید خرید, تا در کوره راه زندگی, سنگین قدم شد.

دلم برایت تنگ شده , شاید این مهمترین اتفاق هر لحظه یک ماه گذشته من باشد و البته قدری هم افکار مغشوشی که گاه گاهی مرا فرا می گیرد.


امیدوارم که در تصمیمت راست فدم باشی و صبری ایوب وار پیشه کنی, چرا که گفته اند:


گر چه شب تاریک است

دل قوی دار

سحر نزدیک است



تو - عکس از پویان طباطبایی - photo by : Pooyan Tabatabaei

اینجا خبری نیست, کارها سنگین, دل ها خسته و زندگی در جریان.بشدت مشغول کار بر روی فیلم , چنانچه روز و شب, هفته و ماه بی معنی شده.

البته گاهی بد نیست, چرا که زمانی برای فکرکردن آنچنانی نمی ماند!!. سردی هوا, گرمای درون را در خود خفه می کند و برون را خشن, و تو آنجا , در گرمای بی کران دشت , در خود به جوش می آیی.

تفاوت و فاصله , تار و پودی می شوند برای زمان , تا از آنچه به نظر می رسید, نقش دیگری زده شود.

به امید دیدار تو

هر کجای دنیا

پخته تر

رنگین تر



مسافر صندلی 27 سی

تورنتو – سپتامبر -2006





One Response to “نامه ای که هرگز فرستاده نشد”

  1. ayat Says:

    bitter and sweet both!

Leave a Reply

doteasy.com - free web hosting. Free hosting with no banners.