ازدواج
لیلی نیکونظر را اولین بار, درتجمع حمایت از حقوق زنان در تهران – میدان هفت تیر دیدم. ازآنجا به همراه باقی دوستان به ماهنامه نسیم رفتیم و فرصتی دست داد تا با هم گپی بزنیم..
وبلاگ جالبی دارد و نوشته های جالبتری. این مطلب اخیرش در باب ازدواج را حتما بخوانید. خصوصا جواب خوبیست برای دوست خوبم نیلوفر که میپرسد چرا ازدواج نمی کنم.
ازدواج تحقق والای عشق نیست, بلکه شکلی حقوقی , اجتماعی و اقتصادی است که اهداف آن با اهداف عشق مغایر است . ثبات خانواده بستگی به ازدواج دارد که صرفا حمایتی ست از جامعه و هدف آن چیزی جز بازتولید همان جامعه نیست. بنابر این ازدواج ذاتا به نحوی عمیق محافظه کارانه است. حمله بدان به معنای حمله به ارکان جامعه است. و عشق درست به همین دلیل عملی ضد اجتماعی ست, اگر چه عالما و عامدا چنین نباشد. هرگاه عشق بتواند تحقق یابد , ازدواجی را در هم می شکند و آن را تبدیل به چیزی می کند که جامعه نمی خواهد: ظهور دو موجود تنها که دنیای خود را خلق می کنند؛ دنیایی که دروغ های جامعه را نفی می کند , زمان و مکان را محو می کند, و خود را خود بسا می خواند. بنابر این عجیب نیست که جامعه عشق و گواه آن- شعر – را با کینه ای یکسان کیفر می دهد و آن ها را به جهان آشفته و زیرزمینی ممنوع ها , پوچی ها و نابهنجاری ها طرد می کند. و نیز عجیب نیست که شعر و عشق هر دو به اشکال ناب و غریب – رسوایی, جنایت , شعر- سرریز کنند... ادامه
