غریبانه


یاران چه غریبانه رفتند از این خانه——————- هم سوخته شمع ما هم سوخته پروانه

نیمه شب بود و من باز درگیر این بیخوابی .آخرین جایی را که نگاه کردم بی بی سی بود که خبر ازسقوط یک هواپیمای سی-130 میداد. نگران شدم, خبر خیلی کلی بود و بدنبال جزعیات راهی سایتهای دیگر شدم,ولی چیز قابل توجهی دستگیرم نشد.

صبح که اخبار را چک کردم تازه فهمیدم که ای وای , چه مصیبتی.

یاد 3 هفته قبل از انتخابات اخیر ریاست جمهوری در ایران افتادم. داشتم برای رفتن به تهران آماده میشدم . تلفن زنگ زد,

بودGLOBE AND MAIL دبیر سرویس عکس روزنامه Randall Wolf

پرسید: آیا در ایران مشکلی نخواهی داشت و آیا برای تو امن خواهد بود؟

کلی توضیح دادم که نگران نباش من ایرانی هستم و با محیط آشنا و .... از لحن صدایش پیدا بود که از جواب های من راضی نشده , به هر حال به دلایلی نتوانستم به ایران بروم.
امروز که این خبر را دیدم, از خودم پرسیدم واقعا حاشیه کار در ایران چقدر امن خواهد بود. فقط برای روز انتخابات اخیر مجلس و با داشتن 4 مجوز مختلف , باز هم 32 بار در یک روز سوال و جواب شدم. یا بلافاصله پس از ورود آیت الله جنتی به نماز جمعه , من را صدا کردند و به کانتینری در جلوی در ورودی بردند, تمام عکسهایم را مرور کردند و تا شروع نماز جمعه اجازه خروج ندادند و ....

این یک طرف داستان و اما سوی دیگر مسئله اهمیت و توجه به حرفه روزنامه نگاری. این اولین باری نیست که چنین فجایعی رخ میدهد, شاید آنچه امروز رخ داد بزرگترین بود , اما اولین نیست. حتی در دولت خاتمی هم این بی توجهی مشهود بود. سکوت در برار اصحاب مطبوعات.
داستانهای خبرنگاران و عکاسان داخلی در رابطه با زلزله بم و چگونگی اسکان و جابجایی خود داستان هفتاد من کاغذ است. در فرصتی مناسب تر ,داستان سفر به بم را خواهم نوشت.

همین جا به خانواده عزیزان از دست رفته و همچنین به خانواده بزرگ مطبوعات تسلیت میگم.

یک مطلب دیگری هم بعدا اضافه میکنم که چرا نور چشمی ها به همچین ماموریتهایی فرستاده نمیشوند؟

7th Parliament election of Iran 2004 , photo by Pooyan Tabatabaei


واما بعد از ممیز نوبت به جامعه مطبوعات رسید و دیشب با پرواز منوچهر نوذری به پایان رسید. (البته امیدوارم)
همیشه جمعه ها را صبح در رختخواب می ماندم و به برنامه صبح جمعه با شما گوش میدادم.شاید بهترین برنامه ای بود که از رادیو پخش میشد.البته راه شب هم طرفداران بسیار داشت.
مسابقه هفته و تهران ساعت بیست از کارهای بیاد ماندنی آنروزهاست. روحش شاد , یادش همه جا.

Leave a Reply

doteasy.com - free web hosting. Free hosting with no banners.