بینایی
پرتره ممیز , کاری از محمود معراجی
دیشب (10 – دسامبر – 2005) درگوشه ای از کلان شهر تورنتو , محفل نوپا و کوچک واژه میزبان بزرگان ادب و هنرایران بود .
پرتره های منوچهر آتشی و مرتضی ممیز هرکدام در سمتی از صحنه خود گویای تمام داستان بود.
دکتر رضا براهنی , سخنران اول , کوتاه زمانی از ممیز صحبت نمود و سپس با شعری از آتشی ,بدو پرداخت.
مانند همیشه, سخن تمام کرد و از مجلس بشد و باز هم مجالی به منتقد نداد.
غزل مصدق , دختر حمید مصدق , شعری چاپ نشده از منوچهر آتشی خواند و داستانی از بزرگواریش و پروراندن چندین شاعر توانا به دست آتشی بدون آنکه بر خود نام استاد بنهد, صد افسوس که استاد ,پس از سخنرانی خود, مجلس را ترک گفته بود.
سخنران دیگر, سیراک ملکنیان بود و نوبت به یکی ازشاگردان ممیز رسید که چندی از کارهای ممیز را نمایش داد.
محمود معراجی در باب تکنیک ممیز دقایقی صحبت کرد و داستان چگونگی خلق پرتره ممیز در هفته گذشته و البته آتشی.
و تار زیبای شاهرخ , زینت بخش مجلس شد.
در باب محفل واژه در آینده به تفصیل خواهم نوشت.
پیشنهاد می کنم , حتما سری به سایت محمود معراجی بزنید . این روزها , سخت مشغول کار است و بزودی کارهای جدیدش بر روی سایت اضافه خواهد شذ.
هر بار که فرصتی دست میدهد تا با او دیداری تازه کنم و از درخت پرثمرش برگی به عاریت برم , بزرگواریش ببینم که با این ناملایمان , چه ملایم میرود . به خود میگویم که این مصرع چه خوب داستان حال اوست:
در میان شهر کوران , دردها دارم ز بینایی
منوچهر آتشی , کاری از محمود معراجی
غربت
در كره راه گندم
آن جفت شاد بال سبك پا را مي بيني ؟
آن جفت بال در بال كه در گذار خود
گلبرگ هاي سرخ شقايق را
مثل هزار گله پروانه
از خواب سرخ رنگ
بيدار مي كنند؟
آن زائران مشهد ديدار
آن آهوان رعنا
آن جفت پارسا را مي بيني ؟
اينجا ولي هنوز از انبوه وهم خويش
چشم مرا به حيرت مي كاوي
و در كوير دور نگاهم
طرحي به جز گريز نمي يابي
منوچهر آتشی


December 12th, 2005 at 7:41 am
ghashang bood