واسه رسیدن به تو دیره
منِ خوش خیال ساده حالا با پای پیاده
دنبالت دارم می گردم همسفر با شب و جاده
پرم ازحسرت و خواهش واسه یک لحظه نوازش
کوله بارغم رو دوشم رهسپارشبِ سازش
تو قامت سیاه شب وقتی ستاره می میره
انگار می خواد بهم بگه واسه رسیدن به تو دیره
از منِ ِ خسته رو خط رفتن بی تو سایه فقط می مونه
سایه ی مردی که خوش خیال ِ تو نارفیقُ رفیق می دونه
هنوزم اسمت عزیزِ واسه این همیشه تنها
قصه ی بود و نبودِ می شه راهی واسه فردا

May 30th, 2008 at 12:38 am
خودت اینو میخوای