کرباسچی و روز


بجز نوشته های علیرضا حقیقی که ترجیح میدم در سایت خودش بخونم و کارهای نیک آهنگ آنها را هم توی سایتش میبینم – تنها قسمتی از روزنامه- “روز” را که نگاه میکنم , بخش “میهمان روز ” هست که آنهم اصولا برگرفته از رسانه های دیگره.
واقعا نمی دونم با چه رویی ,این همه پول را زدن به جیب و یک همچین روزنامه ای درست کردن .
صحبت هزار دلار و 100 هزار دلار نیست , حرف میلیون یورو هست و 6 تا کارمند.
مدل صفحه بندی که خوب نیست . و تازه این هم از اون تقلب های قدیمی که وقتی روی یک تیتر تو صفحه اول میزنی .دوباره همون صفحه را میاره تا تعداد کلیک ها زیاد بشه . بعد بگن ما آنقدر بیننده داریم.
آقای درخشان که برای همه عالم روزنامه نگاری کرکری می خونه با این صفحه بندیش واقعا ریده.
نکته دیگه این که تمام دوستان حقوق بگیر که در قسمت معرفی , خودشون را هوادار آزادی معرفی کردند , هیچ کجا اسمی از خودشون نگذاشتن ,نه به خاطر مسائل امنیتی [بلکه برای اینکه فردا که گندش در اومد 90 درصد حواننده ها ندونن این اساتید کین و کجان ؟
تا دوباره چتر حقوق بشری را جای دیگه علم کنند و پول ها را بکشن بالا.
اکثر نوشته ها هم که تقریبا مال 8 سال پیشه , یعنی به درد اون موقع ها می خوره .تمام تاریخ مصرف گذشته. یاد جلایی پور بخیر که در باره یک موضوع با همین مضمون میگفت : این حرف ها را اون موقع زدن مهم بود , الان مادر بزرگ منم دیگه از همین حرف ها میزنه.
مطالبی که به انگلیسی ترجمه میشه , اکثرا بهترین انتخاب مقاله نیست .یعنی مطلب بهتری در همان شماره بوده که باید ترجمه میشده.
حالا باز خوبه که یک چند تا مطلب در باب هنر هم اضافه شده که کمی کمک میکنه.
بهر حال امروز در بخش میهمان روز یک مصاحبه خوب با کرباسچی بود .
واقعا تا به حال مصاحبه ای از کرباسچی ندیدم که بدرد بخور نباشه. واقعا کاشکی همین برادران شورای نویسندگان نگاهی به این مصاحبه می انداختند.
کرباسچي: حالا که اصرار بر مثالهاي عيني داريد مي توانم بگويم همين که بعد از پيروزي دوم خرداد گفته شد اصلاح طلبان قصد احقاق حقوق اساسي مردم را دارند يک نمونه مناسب است. خب، اينها حرفهاي سياسي است، تازه خيلي هم کلي است، درحاليکه بايد روشهاي اجرايي ارائه شود. يک روزي مرحوم مصدق آمد و در مقابل رژيم شاه قرار گرفت، تمام آنچه را که شعار مي داد هم دو چيز بود، يکي گفت که من ميخواهم نفت را ملي کنم و ديگري هم اينکه قانون انتخابات را اصلاح نمايم. هر دو هم واضح و روشن. ما بايد مي آمديم بعد از دوم خرداد مي گفتيم که در وضع فعلي مملکت مي خواهيم چه کنيم. خيلي هم شفاف بيان ميکرديم. البته اشکالي ندارد که ما غير از پل و جاده و نان و آب مردم حرفهاي ديگري هم بزنيم. اما بايد چيزهايي بگوييم که مفهوم باشند.
........
کرباسچي: اگر براي مباحث روزمره مردم در جامعه فاکتورهاي عيني ارائه شود، مطمئن باشيد آزادي و دموکراسي هم فارغ از اين فاکتورها نيست. اما طبيعتا شما نمي توانيد براي جامعه اي که محتاج نان شب است و هر وعده اي را براي حل اين مشکل قبول مي کند، دم از آزادي بزنيد. در جامعه اي که فقر و تبعيض درآمدها در سطح گسترده حاکم باشد و سرمايه گذاري و اشتغال هم در آن کم است، ارائه بحثهاي سياسي به عمقي که در اين سالها دنبال مي شد يک کاريکاتور است. من قبلا هم گفتم که يک جامعه باز سياسي به حداقلي از درآمد سرانه نياز دارد.شما کجاي دنيا کشورهايي را پيدا مي کنيد که با درآمد سرانه زير 10 هزار دلار، تا اين حد در بحثهاي سياسي و شعارهاي آزادي گرايانه غوطه ور شوند؟ مشارکت سياسي بايد مبتني بر دانش باشد و نه تبليغات عوام فريبانه و اين هم موکول است به آنکه حداقلهاي زندگي روزمره فراهم گردد.
حتما نگاهی به این مصاحبه بیندازید
January 25th, 2006 at 11:56 pm
Write about yourself, I like the way you see the world,I like the way you describe your feeling and I like the photos in your weblog. My best.
January 26th, 2006 at 4:15 am
داداش، تخفيف بیشتر واسه آگهی خواستن که این داد و بیداد کردنا رو نداره...هاهاهاها...ميليون هم نيست و ۲۰۰ تاست...در ضمن موقع مستی هم ننويسی بهتره! هاهاهاها
January 26th, 2006 at 4:51 am
دایی , یک سری به نوشته هات در باره خاطراتت بزن بد نیست . در ضمن تو که بهتر از من میدونی اون پشت چه خبره غر نزن .
تازه هنوز نگفتم که رفیقت می خواد تلوزیون هم راه بندازه .
هاها
January 26th, 2006 at 5:07 am
خواهرزاده، تلويزيون پريد ! کجای کاری؟ روابط نفتی ایران و هلند محمتره جیگر طلا! ای شیطون!
January 26th, 2006 at 5:07 am
خواهرزاده، تلويزيون پريد ! کجای کاری؟ روابط نفتی ایران و هلند مهمتره جیگر طلا! ای شیطون!
January 26th, 2006 at 5:26 am
به اندازه کافی خنده داره برای تعریف کردن . دایی Porposal ولی داستان فرستادن
January 27th, 2006 at 7:33 am
http://faridtv.multiply.com/journal
January 27th, 2006 at 8:08 am
اخوی خيلی شلوغش نکن. گر تو بهتر و ارزان تر می زنی بستان بزن؟
January 30th, 2006 at 5:06 pm
http://sibiltala.blogspot.com/2006/01/blog-post_26.html