ایران و جغرافیای خاورمیانه در گفتگویی با دکتر زیدآبادی



این روزها “خاورمیانه جدید” یا نام کامل “خاورمیانه جدید برای صلح ودمکراسی ” یکی از مباحث مهم محافل سیاسی و خبریست.
طرحی که توسط آمریکامطرح شد و تا کنون چندین فاز آن به اجرا درآمده است. جنگ افغانستان , جنگ عراق و فشارهای کنونی بر ایران بخشهایی از این پروژه هستند.

در همین ارتباط گفتگویی داشتم با دکتر احمد زیدآبادی , روزنامه نگار و متخصص در مسایل خاورمیانه و اسراییل.
به علت محدودیت زمانی رادیو زمانه این گفتگو را در 2 بخش ارایه خواهم کرد.
نکاتی که در بخش نخست بدان خواهیم پرداخت عبارتند از :

جغرافیای جدید خاورمیانه .
نقش ایران و جایگاه ایران در این جغرافیای جدید.
دولت احمدی نژاد و چالش تحریم.

بشنوید

 

چیزی که الان مطرح است , این است که آمریکایی ها از طرحی به نام طرح خاورمیانه جدید یاد میکنند که عنوان کاملش “خاورمیانه جدید برای صلح ودمکراسی ” است. این طوری که خود آمریکایی ها این طرح را تعریف می کنند , من این گونه برداشت می کنم که آنها در پی تغییر نقشه جغرافیایی خاورمیانه نیستند ؛ بدین معنا که بخواهند کشورهایی را تجزیه کنند و یا کشورها را کوچک و بزرگ کنند .

در واقع هدف , یک نظم جدید در خاورمیانه هست که دولتها در 2 عرصه سیاسی و اقتصادی دچار تغییر بشوند . به این معنا که در حوزه اقتصاد یک تجارت مبتنی بر اقتصاد آزاد و مکانیزم بازار تن در بدهند و درعین حال یک سلسله اصلاحات اداری در آنها بوجود بیاد که بتوانند کار آمد بشوند برای حل مشکلات روز افزونی که آنها دارند , بویژه بحث بی کاری در این منطقه . در حوزه سیاسی هم آنها بدنبال پلورالیزه کردن یا کثرت گرا کردن نظامهای سیاسی هستند که اگر ما بخواهیم نمونه هایی از آنها را مثال بزنیم , همان چیزی ایست که در عراق و افغانستان در واقع صحنه آزمایشگاهی آمریکاست.

در ضمن اگر دقیق نگاه کنیم ,آمریکایی ها در فکر تجزیه این کشورها نیستند حتی به رغم اینکه تمایلاتی برای تجزیه هم وجود دارد , حتی میشود گفت :نیروهای آمریکا در آنجا به عنوان بازدارنده تجزیه عرضی عمل میکنند و عملا در جهت حفظ وحدت این کشورها تلاش میکنند. بنابراین اساسا نگرانی مبنی بر این که آمریکا برنامه ای دارد که کشورها ی این منطقه مانند عراق , ایران و یا هرجای دیگر را تجزیه کند ,من فکرمیکنم از حرف آمریکایی ها کلا چنین چیزی بر نمیآید .

در خوشبینانه ترین حالت در مورد طرح خاورمیانه بزرگ , میشود این گونه تحلیل کرد , آمریکایی ها با توجه به گزارشی که سازمان ملل اعلام کرده که در خاورمیانه در طی چند سال آینده ما 100میلیون بیکار خواهیم داشت و این 100 میلیون بیکار دچار فقر خواهند شد . فقر می تواند مفاسد زیادی از جمله گرایش به تروریزم را درجوانان ایجاد کند. این منطقه هم به حر حال مستعد پرورش اندیشه های بنیاد گرایانه هست. در واقع آمریکایی ها برای جلوگیری از این وضعیت و برای ایجاد ثبات در خاورمیانه , آمدند این گونه طراحی کردند که نیاز به تغییراتی در خاورمیانه هست.

چون این تغییرات عقب افتاده به لحاظ تاریخی و چشم انداز درون زایی این تغییرات هم روشن نیست , احتمالا به این نتیجه رسیدند که از بیرون یک نیروهایی را وارد کنند به این منطقه .منظورم این است که بعضی نیرو ها را تضعیف کنند در برخی از این جوامع و برخی را تقویت کنند که بتواند به کمک عوامل برون زا , این راه باز بشود.این شاید یک نگاه خوشبینانه باشد.

نگاه بدبینانه هم شاید این باشد که , آمریکایی ها در رقابت با قدرت های در حال ظهور جهانی , مثل اتحادیه اروپا , چین و کشورهای دیگر , سعی می کنند منطقه بکر خاورمیانه را که هنوز به اصطلاح وارد عرصه جهانی سازی نشده را به عنوان حوزه نفوذ انحصاری خودشان در بیاورند , حوزه نفوذی که اسرائیل هم بخشی از آن و عضو پذیرفته این منطقه باشد و دست آن هم برای مبادلات تجاری با دیگر اعضا باز باشد.

در واقع این دو تعبیر , مثبت و منفی را شاید بشود از این موضوع کرد اما آنچه که به نظر من میرسد این است که من تا کنون دیتا هایی را پیدا نکرده ام که علاقه ای به تجزیه کشورهای خاورمیانه در مقامهای رسمی آمریکا و محافل رسمی آنها وجود داشته باشد.
—- وی در ارتباط با جایگاه ایران درجغرافیای جدید خاورمیانه می افزاید :

به نظر میرسد که آمریکاییها نظمی را برای خاور میانه تنظیم کرده اند و برای اینکه کشورهای منطقه بتوانند با این نظم همسو بشوند , هر کدام را در سطحی رده بندی کرده اند. خب , بعضی کشورهای انعطاف ناپذیر را مانند عراق , تعریف کرده بودند که فکر میکردند هیچ گونه فشار سیاسی یا اقتصادی نمیتواند آنرا تغییر بدهد , بنابراین راه حمله نظامی را در پیش گرفتند با تمام مخاطراتی که این وضعیت داشت.

فکرمیکنند بعضی از کشورها با فشار سیاسی و یا اقتصادی خودشان را تطبیق میدهند و بعضی هم با تشویق و ترغیب می توانند هماهنگ کنند. ایران از آن کشورهای هست که به دلیل پیچیدگی وضعیتش و به دلیل متناقض بودن ساختار قدرت و وضعیت پیچیده و درهم برهم جامعه , به نظرمیاد هنوز به این معنا که یک اهرم خاص می تواند جواب بدهد نرسیدند.بنابر این یک سلسله فشارهای سیاسی شروع کردند و احتمالا به سطح فشارهای اقتصادی میرسانند و احتمالا اگر در این مرحله جواب ندهد و ایران دست به یک سازش تاریخی نزند و یک تصمیم استرتژیک برای حل تمامی مسائل با دنیا نگیرد , احتمال ورود به یک فاز نظامی هم دور از ذهن نیست .

——-” با توجه به قیمت 70 دلاری نفت و قدرت مانورایران ” فکرمی کنید آیا تحریم بتواند فشار جدی برایران وارد کند ؟”

ببینید تا موقعی که قیمت نفت بسیار بالا باشد , یعنی درهمین حدود 70 دلار باشد و ایران برای فروش این نفت هم مشکلی نداشته باشد , بعید است که فشار های اقتصادی بتواند بحران دامنه داری را ایجاد کند . البته هر نوع تحریم حتی اگر صوری هم باشد , وضعیت روانی جامعه ایران را نا امن میکند , منجر به فرار سرمایه ودر واقع جلوگیری از سرمایه گذاری های خصوصی میشود. همین جو روانی ممکن است آسیب هایی بزند ,اما تا وقتی فروش نفت باشد, به نظر می آید میشود جاهای حساس را نگه داشت .

اما مشکل این دولت این است که از این پول نفت هم نمی تواند درست استفاده بکند. ایران در یک موقعیت تاریخی قرار گرفته که برای حل مشکلات اقتصادیش و همسو شدن با اقتصاد جهانی به مفهوم مثبتش باید دست به جراحیهای خونین و پردردی بزند , که خب , از این دولت مطلقا بر نمی آید و دولت اصلا چنین شعارهایی را نمی دهد بلکه شعارهای معکوس میدهد وبعد ,دولتی را نیاز دارد که شدیدا مورد حمایت جامعه باشد و جامعه بفهمد که باید این فشارها را تحمل کند .

خب در واقع ایران در خلاف آن نیازی که در حوزه اقتصاد دارد ,دارد عمل می کند و به نظر میاد که حتی اگر قیمت نفت هم بالا باشد , آن تاثیرات روانی که برخی از فشارهای اقتصادی می تواند بگزارد , می تواند بر دامنه نابسامانی ها – مثلا عدم کنترل نرخ رشد بیکاری که بدنبال خودش فقر دارد و فقرهم هزار مفسده دارد که دامنه جامعه ایران را گرفته – اینها خودش می تواند بحران زا باشد.

شاید غربی ها به این نتیجه برسند که اعمال فشار های اقتصادی بتواند سبب یک سلسله شورش های عمومی بشود که بعد آنها برای این شورش ها برنامه هایی ریخته باشند که بشود به گونه ای از آنها بهره برداری سیاسی کرد. اینها البته فقط حدس و گمان هست.

موضوع دیگری که به ذهن من میرسد این است که شاید – البته نه در مرحله اول , بلکه درمرحله بعد – آن بورژوازی تجاری ایران , بر مبنای این تحریم ها بشدت تحت فشار قرار بگیرد و آسیب ببیند . از آنجا که این تحلیل وجود دارد که بورژوازی تجاری در ایران , در واقع همان نیروی حامی روحانیت است , این نیرو اگر منافعش به خطر بیفتد ممکن است روحانیت راتحت فشار بگذارد برای یک سازش .

این هم چیزیست که آنها احتمالا در یک روند آزمون و خطا ممکن است که همش طی شود و ممکن هست که جواب بدهد و یا جواب ندهد.
——-در 25 سال گذشته ایران بزرگترین دشمن آمریکا در منطقه بوده و آمریکا فازهای نظامی مختلفی در کشورهای اطراف ایران به اجرا درآورده ولی در ایران بجز داستان طبس هرگز تیری در نشده . چرا؟

در اطراف ایران که نمی شود گفت در همه کشورها آمریکا دخالت نظامی کرده , مثلا ما در شمال ایران 3 کشور داریم : جمهوری آذربایجان , جمهوری ارمنستان و جمهوری ترکمنستان .خب این کشورها ظهور کردند بدلیل فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی , روابط خوبی هم تقریبا با آمریکا دارند . در ترکیه اتفاق خاصی نیفتاده در این مدت. در پاکستان هم همینطور. مسئله اصلی افغانستان بوده و عراق که در واقع در آنجا دو نیرویی بر سر کار بودند که دشمنیشان با آمریکا کمتر از ایران نبوده , بیشتر هم بوده. بنابر این اگر نوبتی هم بوده , نوبت آنها بوده که برخوردبشود.

اما مساله در رابطه با ایران هنوز حل نشده , اگر شما دقت کنید غیر از ماجرای طبس , هر گاه که آمریکا احساس کرده که ایران دارد برایش مخاطره آمیز میشود , دست به تحرکاتی زده اند – مثلا : وقتی که ایران قطعنامه 598 را نپذیرفت , هم قیمت نفت بشدت کاهش پیدا کرد برای اعمال فشار علیه ایران و هم 2 ناو ایرانی را نیروهای آمریکایی در خلیج فارس غرق کردند و ایرباس ایرانی را هم ساقط کردند. همه اینها به اصطلاح هشدار های خیلی شدیدی بود که ایران باید قطعنامه را بپذیرد و ایران هم عملا آن را پذیرفت.

خب در آن مرحله مشکل درواقع حل شد. چون واقعیت این است که در این 27 ساله روابط ایران و آمریکا در یک میزان از توازن نبوده. دوره هایی بوده که این دو در پشت پرده با هم مذاکره میکردند , معامله میکردند .دورانی بوده که اهداف منطقه ای واحدی داشته اند و به طور ناخواسته با هم اتحاد داشتند, البته به طور پنهان. دوره هایی بوده که کاری به کار هم نداشتند. دوره هایی بوده که خصومتهایی پدید می آمده و تمام میشده . بنابر این تمام این سیر را اگر بخواهیم یک سیر واحد تلقی کنیم , از واقع بینی فاصله گرفته ایم.

——-با توجه به عدم جواب بوش به نامه احمدی نژاد و پر رنگ نبودن روابط سیاسی – خارجی ما و اعلام روی میزبودن تمام راه کارها ازطرف آقای بوش . فکرمیکنید تا پایان دوره ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد چه اتفاقی بیافتد؟

با حذف طالبان و صدام حسین از منطقه , ایران به عنوان مهمترین دشمن آمریکا درمنطقه در آمده ودر دستور کار آنها قرار دارد و برخورد با ایران , چیزیست که به طور روشن در برنامه کار آمریکایی ها است. خب آمریکایی ها در مورد ایران ترجیح دادند که درمرحله اول از طریق دیپلماسی وایجاد یک اعتلاف بین المللی با ایران برخورد کنند . هم بدلیل اینکه آن یکجانبه گرایی برایشان در بعضی حوزه ها عواقب خوبی نداشت و هم نمی خواهند که از طریق برخورد واحد با ایران این تصور رویارویی غرب با اسلام را بوجود بیاورند. میخواهند بگویند مسئله , ایران است با یک دولت خاص, که نه تنها با آمریکا و اروپا , بلکه با کل سیستم جهانی مشکل دارد.

از این طریق دارند وارد عمل میشوند که می بینید گام به گام تا بحال پیش آمدند . اول شورای حکام را متقاعد کردند به رای دادن به ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت, بعد در شورای امنیت بیانیه با اجماع صادر شد و بعد بیانیه جواب نداد , قطعنامه الزام آور صادر کردند و 2 یا 3 روز دیگر این التیماتم هم به پایان میرسد . قاعدتا مرحله بعدی صدور قطعنامه ای برای تحریم ایران خواهد بود. منتهی اگر بخواهد از طریق روش فعلی پیش برود , زمان زیادی نیاز دارد تا اولا این قطعنامه تصویب بشود و بعد هم بخواهد تحریم های خیلی جدی را به اجرا بگذارد که تاثیر گذار باشد.

خب اگر این روند بخواهد خیلی طول بکشد و مثلا راضی کردن روسها و چینی ها طولانی بشود , این احتمال وجود خواهد داشت که آمریکا و متحدینش هر آن شورای امنیت را کنار بگذارند و برگردند به اینکه خودشان بخواهند هم ایران را مورد تحریم قرار بدهند که در این صورت می توانند تحریم ها را خیلی شدید و غلیظ اجرا کنند و می توانند حتی طرف های ثالثی را هم که مبادله داشته باشند , مورد تحریم قرار بدهند . این گونه نباشد که اگر خودشان کنار رفتند , راه برای باقی باز باشد که بتوانند جای آنها را بگیرند.

اگر هم احساس کنند که ایران به جایی میرود که آنها نقطه غیرقابل برگشت مینامند , ممکن است بحث تحریم ها را در جایی رها کنند و اساسا وارد فاز نظامی بشوند . این فاز نظامی میتواند حمله پیشگیرانه آمریکا باشد و یا حتی در بدترین حالت , خود اسرائیلی ها وارد عمل شوند که به هر حال ضرباتی به منابع هسته ای ایران وارد کنند.

اگر این اتفاق بیقتد , بر خلاف آنچه می گویند جنگ محدودی است , به نظر من جنگ محدودی نخواهد بود. بدلیل اینکه ممکن است آغازش با یک جنگ محدود باشد , اما ایران خواه نا خواه به هرنوع اقدام نظامی مجبور است که جواب بدهد . چون اگر جواب ندهد , کلا تمام اقتدار و حیثیت و اعتبارش هم در منطقه , هم در نظام بین المللی و هم در افکارعمومی ازبین میرود و همه خواهند گفت : تو که عرضه نداشتی و توانی نداشتی چرا پافشاری کردی تا بخوری و کاری از دستت بر نیاد؟

این میتواند خیلی خیلی برای سیستم خطرناک باشد . بنا بر این مجبور است که جوابی بدهد و هر گونه جوابی یک برخورد متقابل را به همراه خواهد داشت و دو طرف ممکن است وارد یک سلسله پایان ناپذیر از برخوردهای پایان ناپذیر بشوند که ممکن است واقعا بسیاری از تاسیسات ایران ازبین برود. البته همان طور که گفتم این بدترین سناریو است.

من خودم بنظرم میرسد که دولت ایران با فشارهای سیاسی کوتاه نمیآید , ممکن است با بخشی از فشارهای اقتصادی هم کوتاه نیاید . اما وقتی که چشم انداز خیلی وخیم بشود و این وخامت خودش را بروز بدهد و آنها به عینه ببینند , در آن حالت من احتمال یک سازش را می بینم و فکر نمی کنم که بگذارند تا با بدترین حالت ممکن برسد.

این چیزیست که در قطعنامه 598 هم اتفاق افتاد. آنجا هم مدتها بود که سیاسیون هشدار میدادند که عاقبت ندارد , اما قبول نمیکردند. قطعنامه صادر شد , نه تایید کردند و نه رد کردند و یک حالت بینابین گرفتند. وقتی صدام تمام مناطق گرفته شده توسط ایران را پس گرفت و وارد خاک ایران شد و اگر رهایش میکردند شاید جلوتر هم میامد ,در آن موقعیت , در واقع هنگامی که دشمن در خاک ایران بود آتش بس را قبول کردند . وقتی که به آن نقطه وخامت میرسد ممکن هست سازشی صورت بگیرد . متاسفانه وضعیت ما این جوریست.

MP3 دریافت فایل

One Response to “ایران و جغرافیای خاورمیانه در گفتگویی با دکتر زیدآبادی”

  1. Anonymous Says:

    باسلام به دست اندركاران راديوزمانه من تمام مطالب شما را چه خواندني وچه گوش كردني را ديدم ولي سوالي براي من پيش اومد اين است كه چرا اقليتي از مردم كه بيشتر در ايران ساكن نيستند بخواهند نظرشان را به كل ايران تعميم بدهندمگر ايران كشوري مانند عراق يا افغانستان است ايران كشوري است با تاريخ طولاني وملتي ساحشور واز جانگذشته وتاريخ نشان نداده در ايران اقليتي بتوانت در برابر ايران مقاومت كند اگر تاريخ حمله اسكندر مقدوني يا حمله مغول به ايران را مطالعه كنيد ميبنيد كه ملت ايران هيچ وقت تن به ذلت نداده ونخواهد داد . من فكر ميكنم آمريكا چه اروپا همان مغول يا اسكندر مقدوني هستند بايد از تاريخ عبرت بگيرند واشتباه شده را دوباره تكرار نكنندالان هم بنظر من در اين جريان تنها كساني كه ضرر ميكنند همان كشورهايي اروپايي وآمريكاست اگر تاريخ را مطالعه كنيد حتما پي خواهيد برد نبايد به تجهيزات وامكانات نازيد چون اگر ملتي باهم وحدت ويكدلي داشته باشند مطمين باشيد شكست نخواهند خوردودرمكتبي كه شهادت افتخار است شكست جايي ندارد پس اين مسيله را بايد اروپا وآمريكا بدانندويادشان نرودالگوي ملت ايران امام حسين است با اينكه تمام يارانش به شهادت رسيدند ولي پيروز واقعي همان امام حسين بود پس ملتي كه امام حسين را الگوي خودقرارداده نمي توان برآن ملت پيروزشد چه با بمب اتمي چه بدون بمب اتمي خودتان بهتر از من ميدانيد كه در جنگ ايران وعراق تمام كشورهايي اروپايي وامريكا وكشورهايي عربي پشت صدام بودند ولي بهتر ديديد كه ملت ايران با سلحشوري وبا ايمان به اينكه اگربميرند شهيد شده اند چگونه عراق را با آن پشت وانه قوي به زانو در آورد واگر آمريكا وكشورهايي اروپايي هم ميخواهند آزموده را بياموزند بسم الله مثل قديمي كه مي گويد آزموده را آزمو دن خطاست اميدوارم اين پرده جهالت از روي چشم غربيان را بردارد تا حقيقت را ببينندودر مورد ايران واقع بينانه فكر كنند وعمل نمايندما ملت ايران از هيچ چيز بغير از خدا نميترسيم وبه حول وقوت الهي آماده هستيم با هرنوع مشكلي مقابله كنيم والسلام

Leave a Reply

doteasy.com - free web hosting. Free hosting with no banners.