Archive for the 'Drawing' Category
Six Weeks of Iranian Art
Wednesday, June 6th, 2007Meraji
Wednesday, February 21st, 2007زمان از دست رفته هنرمندان مهاجر
Tuesday, February 13th, 2007
مهاجر, لغتی است که امروزه گروه کثیری از انسان ها را در خود جای می دهد. بحث مهاجرت کردن, سختی ها و تجارب مهاجر بودن و فرهنگ مهاجر, از دغدغه های بزرگ کانادا, این کشور پهناور مهاجر پذیر است.

در میان 22 هنرمند پذیرفته شده, نام های : محمود معراجی – شمسی شاهرخی و محسن جمال برای ایرانیان مقیم کانادا آشناتر است.این مسابقه با حمایت شهرداری مارکام و وزیر مهاجرت کانادا برگزار شده است و تا روز 13 می برپا خواهد بود.

Last Supper
Tuesday, February 13th, 2007
لئوناردو داوينچي موقع كشيدن تابلو “شام آخر” دچار مشكل بزرگي شد: مي بايست “نيكي” را به شكل عيسي” و “بدي” را به شكل “يهودا” يكي از ياران عيسي كه هنگام شام تصميم گرفت به او خيانت كند، تصوير مي كرد. كار را نيمه تمام رها كرد تا مدلهاي آرمانياش را پيدا كند.
روزي در يك مراسم همسرايي, تصوير كامل مسيح را در چهره يكي از جوانان همسرا يافت. جوان را به كارگاهش دعوت كرد و از چهره اش اتودها و طرحهايي برداشت. سه سال گذشت. تابلو شام آخر تقريباً تمام شده بود ؛ اما داوينچي هنوز براي يهودا مدل مناسبي پيدا نكرده بود.
كاردينال مسئول كليسا كم كم به او فشار مي آورد كه نقاشي ديواري را زودتر تمام كند. نقاش پس از روزها جست و جو , جوان شكسته و ژنده پوش مستي را در جوي آبي يافت. به زحمت از دستيارانش خواست او را تا كليسا بياورند , چون ديگر فرصتي بري طرح برداشتن از او نداشت. گدا را كه درست نمي فهميد چه خبر است به كليسا آوردند، دستياران سرپا نگهاش داشتند و در همان وضع داوينچي از خطوط بي تقوايي، گناه و خودپرستي كه به خوبي بر آن چهره نقش بسته بودند، نسخه برداري كرد.
وقتي كارش تمام شد گدا، كه ديگر مستي كمي از سرش پريده بود، چشمهايش را باز كرد و نقاشي پيش رويش را ديد، و با آميزه اي از شگفتي و اندوه گفت: “من اين تابلو را قبلاً ديده ام!” داوينچي شگفت زده پرسيد: كي؟! گدا گفت: سه سال قبل، پيش از آنكه همه چيزم را از دست بدهم. موقعي كه در يك گروه همسرايي آواز مي خواندم , زندگي پر از رويايي داشتم، هنرمندي از من دعوت كرد تا مدل نقاشي چهره عيسي بشوم!
“مي توان گفت: نيكي و بدي يك چهره دارند ؛ همه چيز به اين بسته است كه هر كدام كي سر راه انسان قرار بگيرند.”
Meraji
Wednesday, January 24th, 2007kiss
Sunday, January 21st, 2007This day and age we’re living in
Gives cause for apprehension
With speed and new invention
And things like fourth dimension.Yet we get a trifle weary
With Mr. Einstein’s theory.
So we must get down to earth at times
Relax relieve the tension
And no matter what the progress
Or what may yet be proved
The simple facts of life are such
They cannot be removed.]
You must remember this
A kiss is just a kiss, a sigh is just a sigh.
The fundamental things apply
As time goes by.
And when two lovers woo
They still say, “I love you.”
On that you can rely
No matter what the future brings
As time goes by.
Moonlight and love songs
Never out of date.
Hearts full of passion
Jealousy and hate.
Woman needs man
And man must have his mate
That no one can deny.
It’s still the same old story
A fight for love and glory
A case of do or die.
The world will always welcome lovers
As time goes by.
Oh yes, the world will always welcome lovers
As time goes by.







