Archive for the 'Photography' Category

صداي پات

Friday, February 13th, 2009

img_5358re.jpg


وقتي مياي صداي پات از همه جاده ها مياد


انگار نه از يه شهر دور که از همه دنيا مياد


***


تا وقتي که در وا ميشه لحظه ي ديدن ميرسه


هرچي که جاده است رو زمين به سينه ي من ميرسه


***                                             


اي که تويي همه کسم بي تو ميگيره نفسم


اگه تورو داشته باشم به هرچي ميخوام ميرسم


***


وقتي تو نيستي قلبمو واسه کي تکراربکنم


گلهاي خواب آلوده رو واسه کي بيدار بکنم


***


دست کبوتراي عشق واسه کي دونه بپاشه

مگه تن من ميتونه بدون تو زنده باشه


  ***


عزيزترين سوغاتيه غبار پيراهن تو


عمر دوباره ي منه ديدن و بوييدن تو


***


نه من تورو واسه خودم نه از سر هوس ميخوام


عمر دوباره ي مني تورو واسه نفس ميخوام


خاتمی می آید

Monday, February 9th, 2009


Photo by Pooyan Tabatabaei, Mohamad Khatami


متن کامل اعلام نامزدی سید محمد خاتمی در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری

عصر روز بیستم بهمن ماه، سید محمد خاتمی در آیین آغاز به کار وب سایت مجمع روحانیون مبارز، در جمع خبرنگاران داخلی و خارجی، رسما و با جدیت نامزدی خود را در انتخابات آینده ریاست جمهوری اعلام کرد. متن کامل این سخنرانی در پی می آید.برای دریافت فایل صوتی اعلام نامزدی اینجا را کلیک نمایید.


بسم الله الرحمن الرحیم


با سلام و درود به خداوند و با بزرگداشت یاد و خاطره پیشوای عظیم‌الشأن انقلاب، حضرت امام خمینی (ره) و گرامیداشت یاد و خاطره همه‌ عزیزانی که جان شریف خودشان را برای خدا و برای عظمت ملت ایران و پیشبرد انقلاب ایران تقدیم ملت ایران کردند، یعنی شهیدان عزیز و با قدردانی از جایگاه و تلاش و پایمردی ملت شریف ایران و با آروزی پیشرفت روز افزون کشور، پایگاه تحلیلی و اطلاع¬رسانی مجمع روحانیون مبارز را می گشائیم، با این امید که بتواند این پایگاه با تولید و جذب اندیشه های کارآمد و خوب، بخصوص در حوزه دین و نشر آن و نیز پذیرش اندیشه های مختلف و باز کردن باب نقد و نظر در همه حوزه ها موفق باشد.


مجمع روحانیون مبارز همانگونه که از نام او مشخص است، یک جمع صنفی روحانی با رویکرد دینی در حوزه معرفت دینی و نیز فرهنگی و سیاسی در عرصه پویای جامعه ایران و طبیعی است که پایگاهی که امروز منتشر می‌شود، نیز متکفل نشر چنین رویکردی و اندیشه‌هایی است و نیز امیدواریم دریچه‌ای باشیم از مجمع روحانیون مبارز به روی زندگی مردم و بخصوص اندیشمندان و خیرخواهان متعهد در جامعه و نیز دریچه‌ای باشد از متن جامعه و درون جامعه امروز به ذهن و زندگی اعضای محترم مجمع و تواناتر کردن او در انجام وظایف او.


ما در آستانه بیست و دوم بهمن و سی‌امین سالگرد پیروزی انقلاب پرشکوه اسلامی و مردمی ایران هستیم و در واقع جامعه نوین ایران، جامعه‌ای که تاریخ جدید خود را از پیروزی انقلاب اسلامی آغاز کرد، به دهه چهارم عمر و حیات جدید خود وارد می شود و یکی از افتخارات مجمع پایبندی به این انقلاب، به آرمانهای بلند انقلاب، به راه و اندیشه حضرت امام (ره) و توجه به خواست تاریخی ملت ایران برای اعتلای دین و عظمت کشور، پیشرفت، استقلال و آزادی و عدالت است.


ملت ایران نیز به این انقلاب و آرمانهای او پایبند است و این پایبندی را نشان داده است و حتی آنهایی که به سیاست‌ها و رفتارهای موجود احیاناً نظر، انتقاد و اعتراضی دارند، عمدتاً کسانی که به اسلام و ایران دل بسته‌اند، حتی انتقاد و اعتراض آنها نیز از پایگاه پایبندی آنها به این معیارها و آرمانهاست و حتی نقد خویش را از این جهت مطرح می‌کنند که آیا سیاست ها و رفتارها منطبق و متناسب با آرمانها و معیارها هست؟ و نیز در جستجوی راهکارها و سیاست هایی که ما را در رساندن به آن اهدافی که بوده است، خواستی که ملت ایران داشته است، آرمانهایی که در انقلاب بوده تلاش بکنیم.
به همین دلیل هم شاهد هستیم که هر ساله سالگرد انقلاب اسلامی ایران چه با شکوه برگزار می شود. مجمع روحانیون مبارز نیز به عنوان وفاداری به این آرمانها و انقلاب، به یاری خداوند در راهپیمایی باشکوه بیست و دوم بهمن ماه شرکت خواهد کرد.


من در اینجا با جدیت حضور خودم را در عرصه انتخابات به عنوان نامزد اعلام می کنم و چند نکته را تذکر می‌دهم. ان شاء الله مجال هست که اگر عمری بود خیلی وسیع تر و گسترده تر با رسانه ها و ملت و بخشهای مختلف جامعه صحبت بکنیم. احیاناً گفته شده است که بنده دچار تردید بوده ام در اعلام این مسأله. بنده اعلام می‌کنم که هیچگاه تردید نداشتم، گرچه تدبیر خاصی برای حضور در صحنه انتخابات و اینکه چه کسی و به چه صورتی شرکت بکند داشتم.
مگر می‌شود کسی دلبسته به انقلاب، به امام به ایران و به سرنوشت ملت ایران باشد و در مهمترین حادثه و پدیده ای که دستاورد انقلاب اسلامی است، یعنی انتخابات، نسبت به آن بی تفاوت باشد یا از شرکت در آن خود را کنار بکشد.


ما دلبسته به این کشوریم، عظمت این کشور را می خواهیم، اعتلای روز افزون ملت را می خواهیم، آرمانهای انقلاب ما هم همین بود؛ حاکمیت ملت بر سرنوشت خود که انتخابات مهمترین راه و پایگاه و نماد حاکمیت ملت بر سرنوشت خویش است، مگر می شود نسبت به آن بی تفاوت بود و مگر می توان نسبت به حضور در این عرصه تردید داشت؟ مگر می شود کسی متعهد به انقلاب و خواستها و منافع ملت ایران نباشد؟ و خدا را شکر که ما بی تفاوت نیستیم و حق خودمان و حتی وظیفه خودمان می دانیم که در عرصه حضور داشته باشیم.


این انقلاب متعلق به این مردم است و این کشور متعلق به این ملت است و همه ما نسبت به کشور و سرنوشت آن احساس تعهد می‌کنیم، اما اینکه چگونه حضور بیابیم و چه کسی حضور بیابد طبعاً تدبیری در کار بود که شاید آن تدبیر به نتیجه مطلوب نرسید و مصداق العبد یدبّر، والله یقدّر شد، بنده خدا تدبیر می‌کند ولی تدبیر الهی چیز دیگری است. گرچه هنوز هم معتقدم کارکرد و تأثیر آن تدبیر به پایان نرسیده است.


دوم اینکه این حضور جا را برای هیچکس و هیچ جریانی تنگ نمی کند. راه باز است و معتقدیم آنچه باید مورد توجه باشد بعد از اینکه باید پافشاری کنیم انتخاباتی آزاد و مطلوب و قانونی برگزار شود، حضور و شور حضور مردم در عرصه است و معتقدم که حضور شخصیتهای مختلف با دیدگاههای مختلف حتی اگر در اصول و معیارها مشترک باشند می تواند انتخابات را پرشورتر کند و این دیگر بر عهده برگزارکنندگان است که زمینه برگزاری و تحقق این انتخاب پرشور را فراهم بیاورند. جا برای هیچکس تنگ نیست و امیدوارم که این حضور و حضورهای دیگر سبب این شود که ما شاهد یک انتخابات فراگیر، پرشور و با حضور حداکثری مردم در عرصه باشیم که نتیجه آن هر چه باشد ان شاء الله خیر است.


سوم اینکه، من همینجا از همه کسانی که حمایت کردند یا ممکن است حمایت کنند تقدیر می کنم؛ اما خودم را سربازی کوچک برای ملت و قطره‌ای کوچک از دریای موج خیز احساسات و ایمان و بیداری ملت ایران می‌دانم و طبعاً در هر کجا که باشم و هر کاری که بکنم بعد از خدا خودم را در مقابل این ملت مسؤول می دانم و معتقد هستم کسی که در رأس قوه اجرایی قرار می گیرد، نسبت مساوی با همه جریانات و با همه تشکیلات و بخصوص همه آحاد ملّت دارد. گرچه بنده همواره بر ایجاد و بسط تشکل‌های مدنی و احزاب تأکید داشتم و همواره کوشیده‌ام و خواهم کوشید با امنیت و قوت و قدرت و امیدواری به آینده تشکل ها و جریانات در عرصه حضور داشته باشند و فضای بحث و گفت و گو و نقد و همه اینها با حضور جریانات و تشکل‌ها رونق بیشتری داشته باشد.


آنچه که مهم است اندیشیدن به سرنوشت این ملت، سامان دادن این امور بر اساس معیارها و اصولی که انقلاب بزرگ ما داشت و خواست دیرپای ملت ایران که خواستار سربلندی، پیشرفت، استقلال، آزادی و عدالت بود و اینکه همه این امور و این خواست تاریخی سازگار با معیارها و موازین دینی او و فرهنگی او باشد؛ امیدوارم که خداوند همه را موفق بدارد که در خدمت این ملت و در جهت رفع مشکلات ملت و زمینه سازی برای پیشرفت و توسعه همه جانبه ملت و نیز ارتقاء و اعتلای جایگاه و حیثیت ملت ایران در عرصه جهان امروز و بهره‌گیری از فرصتهای فراوان و جلوگیری از تبدیل فرصتها به تهدیدها باشیم و بتوانیم در هر کجا که هستیم خدمتگزاری برای این ملت و تلاش کننده برای به ثمر رسیدن آرمانها وخواستهای این ملت باشیم، خود را به خدا می‌سپاریم و از او طلب یاری می‌کنیم و از او می‌خواهیم که همواره ما را مورد عنایت خود قرار دهد و یک لحظه ما را به خود وانگذارد و بر ذهن و زندگی ما آنچنان مسائل و مطالب را جاری بکند که نتیجه کار مورد رضایت او و به نفع اسلام انقلاب و ملت شریف ایران باشد.


پیروز و شاد و سربلند باشید

.

Photo by Pooyan Tabatabaei, Mohamad Khatami

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

Crazy Painter

Thursday, January 29th, 2009

Pooyan Tabatabaei- Photo By Marcel Geru

Painting: The art of protecting flat surfaces from the weather and exposing them to the critic.

Merry Christmas

Thursday, December 25th, 2008

Happy Newyear

click on the  image to see the bigger version

داغ عطش

Thursday, December 18th, 2008

تو - عکس از پویان طباطبایی - photo by : Pooyan Tabatabaei

سادگی مرا ببخش که خويش را تو خوانده ام
برای برگشتن تو به انتظار مانده ام
سادگی مرا ببخش که دلخوش از تو بوده ام
تو را به انگشتر شعر مثل نگين نشانده ام

به من نخند و گريه کن چرا که جز نياز تو
هر چه نياز بود و هست از در خانه رانده ام
اگر به کوتاهی خواب ، خواب مرا سايه شدی
به جرم آن داغ عطش بر لب خود نشانده ام

گلوی فرياد مرا سکوت دعوت تو بود
ولی من اين سکوت را به قصه ها رسانده ام
دوباره از صداقتم دامی برای من نساز
از ابتدا دست تو را در اين قمار خوانده ام

گناه از تو بود و من نيازمند بخششم
چرا که من در ابتدا تو را ز خود نرانده ام
گناهکار هر که بود کيفر آن مال من است
به جرم آن داغ عطش بر لب خود نشانده ام

TOP 10 MOST EXPENSIVE PHOTOGRAPHS

Sunday, November 2nd, 2008


1. Andreas Gursky: ” 99 Cent II Diptychon” , 2001£1,700,000 ($3,346,456)Sotheby’s London , February 2007

The sale of this colorful work was a milestone in the Art market, as it was not only the most expensive photography ever sold, but also almost triplicated the auction record for a contemporary photography.

2. Edward Steichen: ” The pond – moonlight”, 1904

$2,928,000

Sotheby’s New York , February 2006

The 41- 50.8 cm . photograph, which remembers me of Ralph Albert Blakelock’s nightscapes, was previously in the collection of the Metropolitan Museum of Art, owner of another of the three copies of the work

3. Richard Prince: ” Untitled (cowboy)”, 1989

$1,248,000

Christie’s New York , November 2005

This modern cowboy is one of the most famous Works by one of the masters of the contemporary photography.

4. Joseph Philibert Girault de Prangey: ” 113 Athènes, Temple de Júpiter “, 1842£500,000 ($922,488)

Christie’s London , May 20th 2003

Girault de Prangey was a French draughtsman and photographer whose works are extremely valuable as they are the earliest surviving visual documents of archaeological places such as Syria or the Acropolis.

5. Gustave Le Gray: ” The Great Wave, Sete”, 1857

$838,000

Sotheby’s London , October 1999

Le Gray is arguably the most important French photographer of the 19th Century. This beautiful work was previously in the Jammes Collection until it was auctioned by Sotheby’s.

6. Robert Mapplethorpe: ” Andy Warhol” 1987

$643,200

Sotheby’s New York , October 2006

American artist Robert Mapplethorpe is one of the key figures in the contemporary photograph, portraying personages such as Patti Smith, Peter Gabriel or Andy Warhol. The work portraying Warhol was created 2 years before Mapplethorpe’s death after complications arising from AIDS .


7. Ansel Adams: Moonrise, Hernandez, New Mexico, 1948$609,600Sotheby’s New York , October 2006

Adams is one of the masters of the 20th century photograph, creator of the “zone system” and famous for his stunning views of the American Southwest.

8. Andreas Gursky: ” Untitled 5” , 1997

$559,724

Christie’s London, February 2002

A typical work by Gursky, depicting a shoe shop. Five years later, another work by Gursky was sold for nearly 6 times the sum paid for this photo.

9. Gustave Le Gray: ” Tree” 1855

$513,500

Sotheby’s New York , October 1999

Second work by Le Gray in this list. The French photographer created a group of Works studying the effects of the light on a tree, and this work is one of the most accomplished.

10. Diane Arbus: ” Identical twins, Roselle , New Jersey”, 1967

$478,400

Sotheby’s New York, April 2004

A strange and almost disturbing photo depicting two young twin sister in almost identical pose, said to inspire the terrible “ghost twins” in Stanley Kubrick’s “The Shining”.

Fire

Monday, October 27th, 2008

Photo by Pooyan Tabatabaei - Iran - fire - پویان طباطبایی

Tehran , Iran ,  08.23.2006

Nikahang Kosar

Sunday, October 26th, 2008


nikAhnag kosar

سعيد صادقي

Saturday, October 25th, 2008

سعيد صادقي

گفت‌وگو با عكاس لحظات مقاومت خرمشهر*
مقاومت خرمشهر خاص بود
به چشم خود قهرمان‌ها را در خرمشهر ديدم
فضا چنان رعب‌آور بود كه گاه فراموش مي‌كردم عكس بگيرم

خبرگزاري دانشجويان ايران – تهران
سرويس: تاريخ

“دود و آتش شهر را در بر گرفته بود. در كوچه‌ها بوي آدم سوخته پيچيده بود. وحشت سراسر وجودمان را در برگرفته بود. روابطي ميان ما شكل گرفته بود كه از كربلا روايت مي‌كنند. ما آنچه را در روايت‌ها و كتاب‌ها مي‌گويند، لمس كرديم.”


سعيد صادقي، هنوز عكاسي مي‌كند اما روزهايي را به ياد مي‌آورد كه از وحشت توان در دست گرفتن دوربين را نداشت.


اين عكاس صحنه‌هاي رعب‌آور و در عين حال افتخارآفرين جنگ تحميلي، جزو عكاساني است كه در روزهاي مقاومت خرمشهر (31 شهريور 59 تا 5 آبان) با مردم اين شهر همراه شد و از صحنه‌هاي دفاع و مقاومت مردمي عكاسي كرد.


صادقي در يادآوري خاطرات 35 روزه خود در سالروز روزهاي سقوط خرمشهر به خبرنگار سرويس تاريخ ايسنا گفت: روزي كه جنگ آغاز شد را به ياد مي‌آورم، چند دقيقه‌اي بود كه از درگيري با مجاهدين خلق در خيابان عباسي برگشته بودم، يك نفر هم در درگيري كشته شده بود. با ناراحتي و گرسنگي از درگيري برگشته بودم. در خيابان سعدي در روزنامه جمهوري اسلامي بودم كه صدايي در فضا پيچيد؛ البته به‌دليل حجم صداي بمب كه آن روزها شنيده مي‌شد، توجهي نكردم.

پس از شروع جنگ، تنها كسي كه آرامش داشت، امام(ره) بود



وي افزود: خبر رسيد كه فرودگاه را بمباران كرده‌اند. سريعا به فرودگاه مهرآباد رفتم، حجاجي كه قصد رفتن به عربستان را داشتند از مسير بر مي‌گشتند. اجازه ورود به فرودگاه را به ما ندادند. به شهرك اكباتان رفتم. آنجا را نيز بمباران كرده بودند، اما بمب‌ها عمل نكرده بود و من از بمب‌هاي منفجر نشده عكاسي كردم.


وي با اشاره به آشفتگي فضاي آغاز جنگ تشريح كرد: همان روز تصميم گرفتيم به مناطق مرزي كه جنگ آغاز شده بود، برويم، اما وسيله‌اي در اختيار نداشتيم. بمباران و اوضاع نابسامان، همه كشور را قفل كرده بود. منابع اقتصادي و حمل و نقل كشور تعطيل شده بود. در آن شرايط هيچ چيزي سر جاي خود نبود. تنها كسي كه سرجاي خود بود و آرامش داشت، امام(ره) بود.


صادقي با اشاره به كمبود امكانات در زمان جنگ اظهار كرد: براي رفتن به مناطق مرزي وسيله‌اي نداشتيم و پيكان سبز رنگي را پيدا كرديم و با 3 نفر از دوستان روزنامه حركت كرديم. من هيچ وقت خوزستان نرفته بودم اما مرحوم ژيان‌پناه به راه آشنا بود و قبل از ما به مناطق غربي رفت و ما ناآشنا به مسير اول مهر حركت كرديم.


وي افزود: در مسير كه مي‌رفتيم از خرم‌آباد جمعيت آواره را مي‌ديديم. چند بار ايستاديم و كمك كرديم. اولين حركت هواپيما را وقتي از چهل دختر خارج شديم، ديديم اما وضعيت آواره‌ها اسف‌بار بود.


صادقي با اشاره به بمباران مناطق مختلف گفت: هنوز دود، ديده مي‌شد. فضا كاملا جديد بود. ما مسير را بلد نبوديم و نمي‌دانستيم كه كجا مي‌رويم. به اهواز رسيديم. شهر شلوغ بود. همه چيز بود جز زندگي. فضا ترسناك بود.


صادقي افزود: در راه به سه راه سوسنگرد رسيديم و براي يافتن راه از محلي‌ها سوال كرديم. جاده خرمشهر كه ما از آن گذشتيم حدود 50 كيلومتر با محل اسارت تندگويان فاصله داشت. وقتي از سه راه سوسنگرد دور شديم، جاده بسيار خلوت شد و اثري از جنگ نمي‌ديديم. نمي‌دانستيم وقتي به خرمشهر برسيم چه رخ خواهد داد.


عكاس روزهاي مقاومت خرمشهر به يادآورد: وقتي نزديك شهر شديم تنها صداي شليك مي‌شنيديم اما جايي را نمي‌ديديم و محل را نمي‌شناختيم. از يك پل كه بعدها فهميديم پل خرمشهر بود، گذشتيم و ناگهان درگيري را ديديم كه در اطراف پل نو بود. مسير را 20 ساعته طي كرديم و به خرمشهر رسيديم. در گوشه‌اي ماشين را نگه‌ داشتيم و حوالي 11 شب در ماشين 4 نفري خوابيديم.


وي افزود: وقتي بيدار شديم، فضا تاريك بود و خورشيدي يا نوري ديده نمي‌شد اما ديگر خوابمان نمي‌برد. گرسنه بوديم، از ماشين بيرون رفتم و از فردي كه از كنار ما رد مي‌شد، مسير را سوال كردم. فضا به دليل غبار بمباران پالايشگاه آبادان كاملا تاريك بود اما وقتي به خرمشهر رسيديم آفتاب را ديديم.


صادقي گفت: هنوز خانواده‌هاي آباداني در شهر بودند. چند بيسكويت خريديم و به خرمشهر رفتيم. مردم آواره‌اي كه در جاده ديده بوديم، از روستاهاي اطراف آواره شده بودند اما مردم هنوز در آبادان و خرمشهر بودند. وقتي به پل رسيديم، عده‌اي نظامي از نيروي دريايي، زير پل زمين را مي‌كندند و من از آنها عكاسي كردم. وارد شهر شديم، مقر سپاه، فرمانداري و دانشگاه رازي اماكن اصلي شهر بودند


سعيد صادقي



Gaza

Thursday, October 23rd, 2008

Photo by Pooyan Tabatabaei - Toronto- Gaza - پویان طباطبایی