Archive for the 'Comedy' Category

World Leaders

Friday, May 2nd, 2008

2

3

4

check this site

اجرای نمایشی از ساعدی در تورنتو

Wednesday, May 30th, 2007

نمایش “ماجرای ناموس پرستان” نوشته غلامحسین ساعدی، به کارگردانی وحید رهبانی و با بازی ساسان قهرمان و لوون هفتوان روز جمعه ۲۵ می ۲۰۰۷ در تورنتو در کانادا برای یک شب بر صحنه رفت.

ماجرای ناموس پرستان داستان دو مرد میانسال تازه به دوران رسیده را باز می گوید. یکی از این دو بازاری و دیگری اداری است که در پستوی باغی پنهان شده اند تا از رابطه پنهان فرزندانشان پرده بردارند، رسوایشان کنند و جلوی فساد نسل جوان را بگیرند و این بهانه ای است برای غلامحسین ساعدی تا به درون زندگی ایرانیان سرک بکشد و بر ملایشان کند و معنای اخلاق و ارزش های اخلاقی را از نگاه آنان به پرسش بگیرد

photo by pooyan tabatabaei.
وحید رهبانی، در ایران نمایش های در انتظار گودو از ساموئل بکت و کرگدن از اوژن یونسکو را کارگردانی کرده است.

در کارنامه او بازیگری در نمایش ها و فیلم های سینمایی و نیز... ادامه

ناموس پرستان

Monday, May 21st, 2007

 - عکس از پویان طباطبایی- Photo by Pooyan Tbatabaei - ناموس پرستان

برای دیدن پشت صحنه روی ویدیو, کلیک کنید

icon for podpress  ناموس پرستان:

آی قصه قصه قصه

Tuesday, January 30th, 2007

یکی بود یکی نبود؛

روز و روزگاری موجودی اومد تو یه دهی. مردم ده پرسیدن تو کی هستی؟ گفت من فیل‌ام. اما فیل ما نه خرطومی داشت و نه عاجی. مردم ده گفتند پس خرطومت کو؟ اون عاج سفیدت کو؟ تو چرا شدی عین یه خوک؟ فیل گریه کرد و زاری که توی یه جنگل تاریک اومدم آب بخورم، افتادم دندونم شکست، گرگ و کفتار هم ریختند رو سرم و خورطومم رو خوردند.

مردم ده که با مرام بودند، ساده و بی‌خیال بودند حرف‌های فیل رو باور کردند و هر کمکی که بود به فیل خسته و نزار کردند. چوب تراشیدند و جای دندونش کاشتند، شلنگ آتیش‌نشانی رو هم بریدند و جای خورطومش گذاشتند. همانجا هم تو یه کلبه جا بهش دادند و کمک کردند کار پیدا کنه و هر شب و هر روز روی تخت روان به مهمونی مردم ده می‌بردنش.

فیل هم از صبح تا شب کارش این بود که بخوره و بخوابه و از خونه همون آدمها از حال و روز مردم با خبر شه. شب‌ها هم میومد تو میدون ده و نقالی می‌کرد، و راست و دروغ با شکلک و ادا پته مردم خیر خواه رو بقولی به آب می‌داد. مردم ده اول می‌خندیدند، بعد کمی نگران شدند. گفتند آقای فیل اینکه گفتی راست نبود اون هم که اوضاع رو پس می دید سرش رو محکم به دیوار می‌زد که آخ مردم مرُدم و خلاصه زاری می‌کرد.

اهالی هم باز دلشون می‌سوخت و خرطوم و عاجش رو درمون و تیمارمی‌کردند. اما فیل ما که یواش یواش جا خشک کرده بود و پول و پله‌ای بهم زده بود و هم با دختر قصاب و هم با منشی امور بهم ریخته بود خودش خودش رو کرد داروغه باشی، چون توی این ده تا اون زمان داروغه‌ای نبود، یعنی تا اون زمان لزومی هم به داروغه نبود.

خلاصه تنها بلندگوی ده رو هم خریده بود و دیگه شناس و ناشناس و دوست و دشمن و خودی و ناخودی سرش نمی‌شد و از همه رشوه ..... ادامه

پرچین

Monday, October 30th, 2006

-Pooyan Tabatabaei  - تورنتو- - کانادا- Autumn  - عکس از پویان طباطبایی


این 2 مطلب را از دست ندهید

اولی از ابراهیم نبوی:ه

یک روز احمدی نژاد و آقای کروبی و خانم گوهر الشریعه دستغیب داشتند برای افتتاح یک تونل جدید مترو می رفتند. اتفاقا هدیه تهرانی هم به عنوان نماینده هنرمندان با آنها بود. در همین موقع قطار وارد تونل شد و همه جا تاریک شد.

اول صدای یک ماچ آمد و بعد صدای خوردن یک سیلی محکم. قطار از تونل بیرون آمد و احمدی نژاد صورتش را که به دلیل خوردن سیلی سرخ شده بود، با دستش پنهان کرده بود. همه زیر چشمی به هم نگاه کردند و هیچ کس هیچ حرفی نزد.

گوهر الشریعه دستغیب با خودش فکر می کرد: این احمدی نژاد احمق می خواست هدیه تهرانی را ببوسد، او هم با سیلی زد توی صورتش.

هدیه تهرانی با خودش فکر می کرد: ای....ادامه



-Pooyan Tabatabaei  - تورنتو-- کانادا- Autumn  - عکس از پویان طباطبایی


دومی نوشته ای در وبلاگ ایرج عماد

احکام گوز:
سوال : آیا گوزیدن با صدای بلند اشکال دارد؟
جواب: اگر گوزنده قصد اعلام مطلبی به شنونده را داشته باشد شرعا اشکال ندارد ولی مستحب است که با صدای آهسته و در خفا بگوزد تا محلی برای ریا نباشد.

سوال: آیا شنیدن صدای گوز دیگران اشکال دارد؟
جواب: شنیدن صدای گوز مرد برای مرد و شنیدن صدای گوز زن برای زن اگر به قصد غنا نباشد جایز است اما احوط آن است که بطور غیر مستقیم شنیده شود شنیدن صدای گوز زن توسط شوهر و یا تمام انواع محارمش اشکال ندارد اما بهتر است که هنگام گوزش دست خود را طوری میان باسن بگذارد که....ادامه

عقل

Thursday, October 26th, 2006

-Pooyan Tabatabaei  - تورنتو- پائیز- کانادا- Autumn  - عکس از پویان طباطبایی


یک جامعه شناس اروپایی می گوید: ” عیب مساوات در این است که همه می خواهند با بالاتر از خود مساوی شوند” و حال اینکه به قول دکارت
:” هیچ چیز در دنیا , بین مردم , بهتر از عقل تقسیم نشده است , چون هیچکس نمی گوید کم دارم !”ه

-Pooyan Tabatabaei  - تورنتو- پائیز- کانادا- Autumn  - عکس از پویان طباطبایی

اسکندر

Saturday, April 8th, 2006

-Pooyan Tabatabaei  - عکس از پویان طباطبایی


از مرحوم حسین شهشهانی شنیدم که میگفت :
وقتی قرارشد آقای اسکندر فیروز (سر سرلشگر فیروز) با ایران علا ازدواج کند , مرحوم علا ذوق بخرج داد و روی بعضی کارتها نوشت : تاریخ تکرار میشود , باز هم اسکندر بر ایران فیروز شد.
شهشهانی می گفت من در زیر همان کارت دعوت به شوخی نوشتم :
بلی , تاریخ تکرار میشود , باز هم اسکندر بر ایران فیروز شد , منتهی این دفعه با خونریزی کمتری ه

اهل حمامم

Tuesday, February 7th, 2006

-Pooyan Tabatabaei  - عکس از پویان طباطبایی

اندر احوالات دوستی عزیز:


اهل حمامم

پوستم مهتابي‌ست
چشمهايم آبی‌ست
پدرم دلاك است
سر طاسي دارد
لُنگ مي‌اندازد
شامپو مصرف كرد
كله‌اش هي كف كرد
و سپس مويش ريخت
و چه اندازه سرش براق است!

حرفه‌ام دلاكي‌ست
هدف من پاكي‌ست
مي‌نشيند لب سكو آرام
يك نفر با احساس
و تصور كرده، خوش پر و پاست!
كودكي را ديدم
مي‌دود در پي صابون و لگن

اي نهان در پسِ دَر
خشك آوردم، خشك!
مشتري‌هاي عزيز
لگن خاصره‌تان سالم باد!
رخت ها را نكنيد
آب‌مان بند آمد