Behzad Adineh Interview - Six weeks of Iranian Art
Friday, August 10th, 2007Radio Zamaneh
Radio Interview – Farsi
July 23, 2007

Interview with Mr. Behzad Adineh
Host: Mr. Mohammad Tajdolati
Radio Zamaneh
Radio Interview – Farsi
July 23, 2007

Interview with Mr. Behzad Adineh
Host: Mr. Mohammad Tajdolati

کاری از فرید حائری نژاد عزیز که روز بعد از افتتاحیه نمایشگاه “سفری در رویا های من”, بخش اول “شش هفته با هنر ایران” , مستقیما از هلند برای رادیو زمانه تهیه کرده است

با هم بشنویم.
بلافاصله پس از استقبال مردم از بلاگ , بحث فتوبلاگ یا بلاگ تصویری به میان آمد و به سرعت تعداد فتوبلاگ ها افزایش پیدا کرد. بدانجا رسید که روزنامه ها, تلوزیون ها وبه طور کلی رسانه ها بدان توجه خاصی کردند.
Daily Does of Imagery یا جیره روزانه تصویری, یا به عبارتی ساده تر “یک روز, یک تصویر”, فتوبلاگ سام جوانروح است.
جوانروح از ماه جولای سال 2003 , با نیت هر روز یک تصویر, فتوبلاگی برپا کرد و تا آنجا رفت که امروز برنده 2 جایزه جهانی بهترین فتوبلاگ سال, بهترین فتوبلاگ کانادایی و ده ها جایزه دیگر بوده است. وی در سال 1999 , درحالیکه 26 سال بیش نداشت, با بی رغبتی کامل به همراه مادر و خواهرش از تهران به تورنتو نقل مکان کرد که خود دراین باره می گوید:

برعکس آن چیزی که فکر می کردم, از اینجا خوشم آمد و توانستم شغل مورد علاقه ام را پیدا کنم, که هنوز هم در آنجا مشغول به کار هستم و فکر میکنم هیچوقت چنین موقعیتی در ایران به دست نمی آوردم. از آنجا که پدرم فیلمبردار است و مادرم هم در صدا و سیما کار می کرد, همیشه دوربین در اطرافم بود. شروع آشنایی من با دوربین , عکاسی سرصحنه کارهای پدرم بود, اما عکاسی به صورت جدی را در کانادا شروع کردم.
وقتی آمدم کانادا خیلی تنها بودم , پس احتیاج داشتم به کاری که هم از نظر روحی و هم هنری من را ارضا بکند و کاری باشد تا بتوانم با شهر جدید راحت تر آشنا بشوم. همچنین می خواستم برای فامیل و دوستانم از محل جدید زندگی عکس بفرستم. از خانه جدید, محل کار, خیابانها و ....
با اینکه مردم اسم من را به عنوان یک عکاس می شناسند, شغل اصلی من طراحی انیمیشن است و خرج زندگی از این راه در می آید. من مدیرهنری قسمت طراحی, در شرکتی هستم که کارهای انیمیشن و جلوه های ویژه می سازد. غالبا رنگها, شکل ها, سایه ها و کمپوزسیون عکس های من , نشان می دهد که عکاس آن یک طراح گرافیک بوده است.
س – چه شد که سایتت معروف شد؟
فکر می کنم مهمترین قسمتش شانس باشد. وقتی که در سال 2003 فتوبلاگ را شروع کردم, تعداد آنها بسیار کم بود. حتی من فتوبلاگی پیدا نکردم که روزانه تصویر جدیدی ارائه کند. بلاگ, تازه داشت معروف می شد و برای فتوبلاگ ها هنوز راه طولانی در پیش بود.
شاید نگاه من به تورنتو, نگاه یک مهاجر بوده و درصد خیلی بالایی از عکس های من در سال های اول از تورنتو بوده. فکر میکنم این موضوع فتوبلاگم را جالب کرده بود که نگاه یک آدم جدیدی بود به شهری که خانه جدیدش است و چیزهایی که برای مردم شهر به صورت روزمره در آمده, یک نفربا نگاه جدیدی دوباره به آنها نشان داده است.
همچنین تعداد زیادی ایمیل دریافت می کنم از مردم سراسر دنیا که از دیدن تورنتو در عکس های من متعجب شده اند, چرا که فکر می کردند تورنتو, باید شهری یخی باشد و ما همه اسکیمو هستیم.
فتوبلاگ ” یک روز, یک تصویر” از ماه جولای سال 2003 تا کنون هر روز شاهد یک یا دو تصویر جدید بوده است و تا کنون بیش از 1350 تصویر در آن به نمایش در آمده. در رابطه با میزان بازدید کننده و همچنین این موضوع که چرا بینندگان ایرانی کمتری از این فتوبلاگ دیدن می کنند می گوید:
بیشتر بینندگان سایت من, کانادایی و آمریکایی هستند. بعد نوبت به اروپا می رسد مثل آلمان, انگلیس, فرانسه و ایتالیا. اخیرا گاهی ایران در 20 کشور اول و به ندرت در 10 کشور اول بازدید کنندگان قرار می گیرد. در حقیقت سایت من, دید یک ایرانی هست که خارج از کشورش زندگی می کند و شاید این نگاه برای ایرانیان ساکن خارج, مطلب جدیدی نباشد.
وقتی که سایت را راه انداختم شاید روزی 10 بیننده هم نداشتم اما امروز با توجه به اینکه چه موضوعی را کار کردم, بین 20,000 تا 80,000 بیننده دارم. جالب اینجاست که نمی توان گفت کدام عکس پربیننده خواهد بود و به خاطر همین موضوع , گاهی شوکه شده ام و فکر می کنم این از جذابیت های فتوبلاگ باشد. در ضمن عکسی را نمی توان یافت که همه پسندیده باشند و همچنین عکسی که هیچ کس دوست نداشته باشد.
یکی از دلایی که هنوز نمی خواهم عکاسی را به عنوان شغلم انتخاب کنم این است که, در شغلاتان گاهی باید به سلیقه مشتری, خود را محدود کنید و آزادی شما از دست می رود. فکر می کنم در زمینه کارهای خلاق, آزادی, رل مهمی را بازی می کند و کار باید بدون فیلتر شدن ارائه شود.

س – در زمینه عکاسی چه برنامه ای برای آینده در نظر داری؟
فکر می کنم سایت را به همین صورت ادامه بدهم. از طریق این سایت با افراد جالبی در سراسر دنیا آشنا شده ام. از طریق این سایت کارهای جالبی به من پیشنهاد میشود و در حال حاضر برای چند نشریه محلی به طور مداوم عکاسی می کنم.
بحث آن لاین بودن برایم بسیار جالب است. اکثر عکاسان حرفه ای به خاطر دزدیده نشدن کارهایشان,از نمایش آنها در فضای مجازی اینترنت خوداری می کنند ولی من عکس ها را روزانه در سایت میگذارم تا مردم ببینند و این موضوع برای من برعکس کار کرده, بدین صورت که به جای نگرانی از دزدیده شدن کار , برایم کاملا شغل دومی درست کرده است, بدون این که من خودم دنبالش گشته باشم.
س – به نظر تو کاری خوب است که بیننده بیشتری داشته باشد یا کاری که منتقدین بپسندند؟
این یکی از قدیمی ترین بحث های هنر است. من به شخصه معتقدم که هنر کاملا شخصیست. برای مثال, خودم علاقه چندانی به یک سری از عکس هایم که بسیار مورد توجه بینندگان بوده , ندارم ودر سوابق کاری و پرت فولیو portfolio هم نمیگذارمشان, همچنین تعدادی کار دارم که خودم می پسندمشان ولی بینندگان آنها را نپسندیده اند.
واقعا این شخصی بودن هنر است که آن را ارزشمند میکند و فکر می کنم هر دو { هم مردم وهم منتقدین} بخشی از این موضئع هستند وارزش ویژه ای دارند. هر کسی نظرش درست است. اصولا در مقوله هنر, خوبی وبدی بسیار نسبیست.
س – چقدر عکس تصویری است که ازداخل چشمی دوربین می بینید و چقدر قسمتی که عکس پردازش می شود؟
یکی از بزرگترین مبحث های عکاسی امروز همین بحث است. یک گروه هستند به نام purist یا گروهی که به اصالت کار و عکاسی خالص اعتقاد دارند. آنها بر این باورند که عکس نهایی همان است که عکاس با دوربین می گیرد و هیچ کار اضافه ای نباید روی آن انجام بگیرد.
خود این موضوع به نظر من محل اشکال است, چرا که برا ی ظاهر کردن همان تصویر شما نیاز به مواد شیمیایی دارید. پس پردازشی صورت می گیرد و آن پردازش, بخشی از هنر است. مثل این می ماند که بگوییم, نقاش نیازی به ابزار نقاشی ندارد. عکاسی هنوز هم هنر محدودی است چرا که دوربین عکاسی قادر نیست تا حوزه یا میزان نوری که چشم میبیند را ثبت کند.
من به شخصه طرفدار گروه دوم هستم. کسانی که برای پردازش تصویراهمیت زیادی قایل هستند. مانند “انسل آدامز” Ansel Adams‘ .وقتی شما دکمه شاتر روی دوربین را فشارمی دهید و عکس را ثبت می کنید, 50 درصد کار انجام شده است.50 درصد باقیمانده عبارت است از نزدیک کردن عکس به آنچه چشم شما هنگام تصویر برداری دیده است.
س – حرف آخر

مهاجر, لغتی است که امروزه گروه کثیری از انسان ها را در خود جای می دهد. بحث مهاجرت کردن, سختی ها و تجارب مهاجر بودن و فرهنگ مهاجر, از دغدغه های بزرگ کانادا, این کشور پهناور مهاجر پذیر است.

در میان 22 هنرمند پذیرفته شده, نام های : محمود معراجی – شمسی شاهرخی و محسن جمال برای ایرانیان مقیم کانادا آشناتر است.این مسابقه با حمایت شهرداری مارکام و وزیر مهاجرت کانادا برگزار شده است و تا روز 13 می برپا خواهد بود.

- برای شنیدن برنامه , در انتهای متن دکمه Play را فشار دهید -
چندیست که گالری های آمریکای شمالی . میزبان کارهای جدید صادق تیرافکن است.
تیرافکن در سال 1965 میلادی و در یک خانواده ایرانی در کشورعراق بدنیا آمد و در همان دوران طفولیت به همراه خانواده راهی ایران شد .وی دارای مدرک لیسانس عکاسی از دانشگاه تهران است و از سال 1980 تا کنون در گالری های مهم دنیا نمایش داشته است.
مجموعه جدید کارهای تیرافکن با نام “وسوسه” تکیه بر رمزآلود بودن انار و وسوسه نهفته در آن دارد . در فرهنگ بومی ایران و خاورمیانه تا هند , همیشه انار , به عنوان سمبلی در مذهب و هنر مطرح بوده است تا آنجا که یکی از سه میوه مبارک بودا شمرده شده است.
در اسلام و در اسطوره شناسی یونان بدان اشاره شده است. در نقاشی های مسیحیان , مریم باکره عموما با اناری در دست نمایش داده شده است که نمادی بر اقتدار اوست در هنگام مرگ پسرش.
در مجموعه کارهای تیر افکن , از المانهای رنگ قرمز , خنجر و مرد به کرات استفاده شده است , که به گونه ای نمایشی از مرد مدرن ایرانیست ,در برخورد با گذشته خود و تلاش برای رسیدن به هویتی جدید.
در ارتباط با نوع کار “تیرافکن ” , “محمود معراجی” می گوید:
“کارهای تیر افکن را دوست دارم. هنرمند جوانیست که به عبارتی , خلاقیت جنون آمیزش را به طور کنترل شده نمایش میدهد.
در آن قسمت از کارها که مربوط به خطوط خارجی بدن و فرم های بدن در تصویر است , خصوصا هنگاهی که صورت ها دیده نمی شوند یا حرکت دستهایی که صورت را می پوشانند و یا انار را می فشارند, از لحاظ ساختاری و استاتیک به گونه ای به آبستره نزدیک می شود ودر اینجاست که کار, جذبه پیدا می کند.”
چندی از منتقدان اروپایی و آمریکایی , مجموعه جدید “وسوسه” را در کنار تابلو “شام آخر” داوینچی قرار داده و متذکر می شوند که تیرافکن با الهام از “شام آخر” در استفاده از سمبل های تاریخی و همچنین با نحوه قرار دادن خود و دیگران در تصویر و ارتباطش با انار , کاری بزرگ خلق کرده است.
“معراجی” در این باره می گوید:
” به نظر من همه کارهای نمایش , وسوسه بود. اصولا وسوسه یکی از دلمشغولی های همیشگی تیرافکن است.
وسوسه به خودی خود کلمه گسترده ایست . چنانچه به تاریخ هنر نگاهی بیاندازیم , همیشه یکی از ابزار مهم خلاقیت , وسوسه بوده است.
به چه چیزی وسوسه شدن خود تولید نگاهی خاص می کند. چرا موضوع فشردن انار, انتخاب می شود؟ آیا رنگ قرمز ما را به یاد خون می اندازد ؟ آیا خون وسوه انگیز است ؟ تمام این سوال ها استعاره است و به نوعی گفتگوست چرا که با دیدن کارها , بیننده نیز خود به نوعی دچار وسوسه می شود.”
در حال حاضر کارهای تیرافکن در گالری - لی کا-سینگ – LEE Ka-sing Gallery - واقع در تورنتو به نمایش درآمده است و تا روز 26 نوامبر ادامه خواهد داشت.
——————————————————————————————
این هم مصاحبه نیاز سلیمی با صادق تیر افکن

روز چهارشنبه 8 نوامبر 2006 , یک روز پس از شکست محافظه کاران در انتخابات آمریکا و پیروزی دموکراتها در سنا و کنگره آمریکا , پیتر مک کی (Peter Mackay), وزیر امور خارجه کانادا که از حزب محافظه کار است, در دیداری با خبرنگاران گفت:
” اجازه بدهید با این جمله آغاز کنم که مردم آمریکا انتخاب خود را برگزیدند. تغییراتی که در کنگره و سنای آمریکا اتفاق افتاد به ما یادآوری کرد که باید در تمام سطوح از بالا ترین تا پایین ترین, خصوصا در مواردی که مربوط به روابط آمریکا با کانادا است بیشتر شرکت کنیم.
صرفنظر از اینکه چه حزبی قدرت را در کنگره و سنا در دست دارد و حتی چه کسی در کاخ سفید است, ایالات متحده همچنان بزرگترین شریک تجاری ما خواهد بود. این رابطه اقتصادی, با رقمی نزدیک به 2 بیلیون دلار در روز سود آورترین و تاریخی ترین رابطه ها در جهان است.
بنابراین ما برای این رابطه, ارزش زیادی قائل هستیم و در نگهداری آن تلاش خواهیم کرد.”
همچنین در ارتباط با موضوع اتمی سازی ایران در جواب خبرنگاری که سوال کرد:” راه کار کانادا در برخورد با موضوع اتمی ایران چه خواهد بود و در صورت درگرفتن جنگ, موضع کانادا چه خواهد بود؟ ” گفت :
“اجازه بدهید که بگویم ما امیدواریم که به چنین نقطه ای نرسیم. ما از تلاش و فعالیتهای شورای امنیت سازمان ملل برای حل بحران اتمی سازی ایران حمایت می کنیم. مدت زمان طولانی می گذرد که ما در انتظار تعلیق غنی سازی اورانیوم از جانب ایران هستیم و معتقدیم که این غنی سازی موجب بی ثباتی منطقه و جهان خواهد شد.
برخی از اظهارات آقای احمدی نژاد بشدت تحریک کننده است, که من آنها را خطرناک و مملو از تنفر می دانم .
بسیار جای تاسف است که چنین اظهاراتی از جانب شخصی مطرح میگردد که در کشوری بسیار مهم و با تاریخی بزرگ زندگی می کند.
در دیداری که با وزیر امور خارجه ایران در ارتباط با مسئله حقوق بشرداشتم , در رابطه با اندیشمند محترم , رامین جهانبگلو که فردی ایرانیست و شهروندی کانادا را نیزدارد به گفتگو پرداختیم و خوشبختانه او آزاد شد.
به نظرم می رسد که امروز باید ایران را تشویق کنیم برای حداقل, حضور و شرکت کردنش در گفتگوهای دیپلماتیک با سازمان ملل و کشورهای اروپایی دربحث اتمی سازی و با ترغیب این کشور, امیدوار باشیم که در آینده نزدیک, ایران با جدیت و شفافیت بیشتری به این گفتگوها ادامه دهد.”
اولین بار فیلم 13.5 را سال گذشته در یک نمایش خصوصی در دانشگاه یورک – تورنتو دیدم . کاری بود از نادرداوودی و عباس احمدی .
نادر داوودی سردبیر ماهنامه تماشاگران و عکاس برجسته ایرانی , با سابقه همکاری با نشریات بزرگی چون نشنال جئوگرافیک و چند سالیست که پروژه ای را دنبال میکند به نام (Breaking the rules ) در ارتباط با حرکت و جنبش زنان ایرانی .
عباس احمدی دیگر کارگردان فیلم , نزدیک به 20 سالیست نیویورک را برای زندگی برگزیده است. فکرمیکنم برای هم سن و سالان من یکی ازخاطره انگیزترین برنامه های آن دوران “شهرموشها” باشد که احمدی مدیرتولید آن بود.
موضوع 13.5 نگاهی دوباره است به تئاتر 13 به کارگردانی خانم بنفشه توانایی . در واقع بحث اصلی شکستن فاصله بین صحنه وپشت صحنه است . موضوع تئاتر 13 , ورود زنی فرانسوسیت به حرمسرای ناصرالدین شاه قاجارو چگونگی برخورد زنان ایرانی با آن. نمایشی است با نگاهی ویژه ,چرا که جز یک بازیگر مرد , تمام بازیگران و عوامل تولید را زنان تشکیل میدهند .
بنفشه توانایی به زیبایی در نمایش خود به بحث سنت و مدرنیته پرداخته است و داوودی به کمک عباس احمدی با مصاحبه با عوامل نمایش , مطلب را کامل کرده و شاید به گونه ای همان نمایش را در زمان حال ساخته اند.
تلاش برای رسیدن به شاه و عقب نماندن از زن فرانسوی , چنان تبی در حرمسرا راه انداخته و چنان بلوایی به پا کرده که آن سرسش ناپیداست. هرکس تلاش میکند که خود رابه شکل زن فرانسوی شاه دربیاورد . پس چهره ها به شدت تغییرمیکند و حرکات هم . البته آنقدر ناشیانه که همه را ازچشم شاه میاندازد.
بنفشه توانایی , کارگردان تئاتر 13 که چندیست ساکن تورنتو شده است در این باره می گوید :
” داستان کلی تئاتر ورود زنی خارجی دردربار ناصرالدین شاه است و تغییراتی که درآن انجام میدهد . 13 عددیست که در درجه اول , شاید خیلی خوش یمن به نظرنرسد .اما اگر توجه بیشتری کنیم , می بینیم که در ادبیات کهن ما ,عددی خوش یمن است . برای مثال روز” 13 به در” علتی است برای بازگشت به طبیعت. این زن فرانسوی روز 13 جمادی الثانی وارد دربار میشود .
داشتن و نداشتن هویت همیشه برای من دغدغه بوده است , خصوصا درجامعه امروز ایران که درگیر این همه بایدها و نبایدهاست , درگیر سنت و ورود مدرنیته به جامعه است. این گونه اتفاقات همیشه من را درگیر کرده بوده است. برای همین بیشتر کارهایم مربوط به بحث هویت میشود.”
داوودی با نگاه ویژه خود و شناختی که با موضوع زنان در جامعه دارد به راحتی با بیننده ارتباط برقرار میکند.
او می گوید :” در ارتباط با نحوه ساخت فیلم , مقداری تصادفی بود , از آن جهت که شخصا برنامه ای برای تولید مستندی با این موضوع نداشتم و با دیدن تئاتر به ذهنم رسید . اما قسمتی هم با اراده خودم بود که برای تولید باید در روند و مسیری می افتادیم که احتیاج به هماهنگی داشت .
پس از دیدن نمایش در تالار سنگلج دیداری داشتم با دوستم آقای احمدی که آن روز به ایران رسیده بود و مطرح کردم که به نظرم این نمایش, موضوع خوبیست برای کارکردن , چرا که در موضوع زنان , تفاوت فاهشی می بینم .آنچه که در صحنه اتفاق می افتد با آنچه که در جامعه با آن مواجه می شویم. با کنارهم گزاردن صحنه وجامعه میتوان چالش های زنان در حوزه اجتماعی را به گونه ای بررسی کرد. پس بوسیله مصاحبه هایی که با اعضای یک گروه تئاتر که از زنان تشکیل شده بود , انجام گرفت , تلاش کردیم تا جایگاه زن در تاریخ معاصر ایران و چالشهای زنان را در بررسی کنیم .
به نظر من هر مستندی تلاش میکند تا به یک سری سوالات پاسخ داده و گروهی سوال جدید مطرح کند.
یک نمایش خصوصی داشتیم دردانشگاه یورک با 80 بیننده. اینگونه نمایش ها جهت تست کردن ارتباط مخاطب با فیلم برگزارمیشود و خوشبختانه به این نتیجه رسیدیم که در لحظاتی که انتظار داشتیم , بیننده با فیلم ارتباط برقرار می کرد. بهمین جهت فیلم را پس از نمایش خیلی تغییر ندادیم .
قسمت فیلمبرداری در تهران , با حضورمن وآقای احمدی انجام گرفت اما فیلم توسط آقای احمدی , در نیویورک تدوین شده و من در ارتباط با چگونگی تدوین بودم و مشورت میکردیم .”
روز اول اکتبر 2006 فیلم 13.5 برای اولین بار در فستیوال ونکور به نمایش درآمد و روز 3 اکتبربرای دومین بار به نمایش درخواهد آمد . بجز فیلم 13.5 , سه فیلم دیگر در ارتباط با ایران در این جشنواره شرکت کرده اند .
فیلمهای ” آفساید” به کارگردانی جعفرپناهی , ” کارگران مشغول کارند” به کارگردانی آقای مانی و our own privet Bin Ladan به کارگردانی خانم سمیرا داچل .
نادر داوودی در ارتباط با فستیوال ونکور می افزاید :
” این فستیوال رقابتی نیست ,اماجوایزی در نظر گرفته شده است که توسط حمایت کنندگان فستیوال به فیلم ها اهدا میشود. ”
و بنفشه اضافه میکند :
” البته صاحبان اصلی فیلم , آقای داوودی و احمدی هستند اما دلم می خواست که الان درآنجا بودم و نظرات مردم را می شنیدم.”
نادر می گوید :
“فکرمیکنم این سوال که چرا هنرمندان ایرانی از جنوب شهرمی آیند به خاطر این فیلم نباشد , این یک سوال کلی است . کارگردان این تئاتر و یکی از بازیگران که مسئول نوشتن بخش های آهنگین نمایش بود , از بالای شهر می آیند . امابه طور کلی شاید این اتفاق از بعد از انقلاب رخداده است. فکرمی کنم قبل از انقلاب افرادی که در حوزه فیلم , عکس, نقاشی و ... کارمی کردند , بیشتر از بالای شهر می آمدند چون به هرحال نزدیکتر به کانالهایی بودند که بتواند آنها را معرفی کند . این بافت شاید بعد از انقلاب دگرگون شده باشد چون گروه زیادی ایران راترک کردند و گروهی که در پایین شهر بودند , خودشان رانشان دادند.”