Archive for the 'interviews - Iran' Category

فیلم‌سازی ساده، دوربین دیجیتال و سبک کیارستمی

Monday, February 4th, 2008

Kiarostami

فیلم‌سازی ساده، دوربین دیجیتال و سبک کیارستمی
در ادامه نشست از کارگردان آ.ب.ث آفریقا پرسیده شد که چطور این‌قدر ساده و فقط با یک دوربین دیجیتال فیلم می‌سازد. وی در پاسخ گفت: فکر نکنید سادگی، خیلی ساده است. برای سادگی باید از پیچیدگی بگذریم و برای ما ساده نیست که پیچیده نباشیم.
کیارستمی نداشتن امکانات را بهترین امکان برای فیلم‌سازی می‌داند. او در این‌باره گفت: من همیشه به فیلم‌سازهای ایرانی گفته‌ام که شما بهترین شانس را برای فیلم‌سازی دارید. نداشتن امکانات یکی از بهترین شانس های ماست. هر اتفاقی مثل جنگ، زلزله، سیل و ... می‌افتد شانس فیلم‌سازی ماست. من می‌دانم که به عنوان یک شهروند زندگی در ایران برایم خیلی سخت است، اما برای ساخت فیلم و به عنوان فیلم‌ساز ایران برای من بهشت است. در اینجا هزاران موضوع برای فیلم ساختن و عکاسی کردن وجود دارد. اگر من عکاسی سوئیسی بودم نمی‌دانستم از چه چیزی در کشورم عکس بگیرم! ما در اینجا با وجود تمام محدودیت‌هایی که می‌دانیم، تعدد موضوع داریم و اگر ساده نگاه کنید، می‌توانید ساده هم فیلم بسازید. بسیاری از فیلم‌های دنیا، ساده و کم‌هزینه هستند. پس فکر نکنید من فرمول خاصی بلدم

....

قرار نبود آ.ب.ث، آفریقا را بسازیم
کیارستمی در پاسخ به سوال یکی از حاضران درباره فیلم آ.ب.ث آفریقا، نحوه ساخت این فیلم را شرح داد: باید بگویم که این فیلم قرار نبود این‌طور ساخته بشود. من و گروهم رفته بودیم آن‌جا را فقط برای بازدید ببینیم چون قرار بود فیلمی درباره ایدز و قربانیان‌اش به سفارش یونسکو بسازیم. من دو جا این شانس را پیدا کردم که بدون برنامه‌ریزی فیلم بسازم. کلوز آپ و همین فیلم. موقع فیلم‌برداری آ.ب.ث آفریقا دوربین برای من مثل قلم بود. چون رفته بودیم آنجا تحقیق کنیم، نه فیلم بسازیم. این فیلم این شانس را دارد که از میزانسن‌های پیچیده و قراردادی جدا شود.
وی ادامه داد: همیشه می‌گویند در فیلم‌برداری اگر دوربین چند سانتیمتر تکان بخورد پایه‌ پروژکتوری را میکروفن صدابردار داخل کادر می‌شود. اما در این فیلم دوربین ۳۶۰ درجه می‌چرخد درحالیکه ما نمی‌دانستیم که بعدها این فیلم را می‌سازیم.
این کارگردان ضمن اشاره به اعتباری که آ.ب.ث آفریقا پیدا کرده، افزود: هیچ فیلم‌ساز مستندی حق ندارد خودش را وارد فیلم کند. من هم در این فیلم عقاید خودم را داخل نکردم و اگر این فیلم اعتباری داشته باشد؛ که دارد، مدیون همین مساله است. ما سعی نمی‌کردیم پیام خاصی را به روح تماشاگر برسانیم و به همین خاطر آ.ب.ث آفریقا ویژگی دارد.

...

کیارستمی به سینمای ایران بدهکار نیست
شخصی گلایه کرده بود که تا فیلم‌سازهای ایرانی می‌خواهند وضعیت سینمای ایران را قبول کنند و بپذیرند، از کیارستمی در جایی تقدیر می‌شود و در نهایت گفت که ما اعتبار و افتخار کیارستمی را نمی‌خواهیم. این فیلم‌ساز نیز در پاسخ به این صحبت‌ها گفت: این‌ها از کوته نظری‌ست. مجموع فیلم‌های من را نگاه کنید؟ چه بودجه‌ای در جشنواره‌ای مگر خرج می‌شود؟ ما خرجی برای مملکت نداریم. اگر هم نقشی داشته‌ایم، سود رسانده‌ایم. من همین‌جا اعلام می‌کنم که حتی یک‌ریال بدهی به سینمای ایران ندارم

برای خواندن تمام متن اینجا را کلیک کنید

كدام‌تان‌ چشم‌ ما هستيد؟

Friday, April 6th, 2007

از مجتبا پورمحسن
پيمان‌ هوشمندزاده‌ هم‌ نويسنده‌ است‌ هم‌ عكاس. عكس‌های‌ منحصر به‌ فرد او از چهره‌های‌ سرشناس‌ ادبيات‌ ايران‌ را خيلی‌ها تحسين‌ كرده‌اند.

هوشمندزاده‌ نمايشگاه‌های‌ متعددی‌ در تهران، دانمارک، استراليا، آمريكا و چند كشور ديگر برگزار كرده‌ و جوايز متعددی‌ هم‌ دريافت‌ كرده‌ است،‌ كه‌ از بين‌ آنها، می‌توان‌ به‌ مدال‌ طلای‌ نمايشگاه‌ بين‌المللی‌ كودک‌ تهران‌ و مدال‌ برنز دو سالانه‌ی‌ عكس‌ موزه‌ی‌ هنرهای‌ معاصر ايران‌ اشاره‌ كرد.

اين‌ عكاس‌ نام‌آشنا در آخرين‌ روزهای‌ سال‌ گذشته‌ وقتی‌ خبرساز شد كه‌ متن‌ كامل‌ مطلبی‌ از او، درباره‌ی‌ عكاسی‌ خبری،‌ در يک‌ سايت‌ اينترنتی‌ منتشر شد. البته پیش از آن، خلاصه‌ای‌ از اين‌ مطلب‌ درمجله‌ی‌ «عكسنامه» منتشر شده‌ بود، اما انتشار متن‌ كامل‌ مطلب، بازتاب‌های‌ فراوانی‌ داشت.

هوشمندزاده‌ می‌نويسد: «عكاسی‌ خبری‌ ما متوهم‌ شده‌ است. و اين‌ توهم، توهم‌ خطرناک‌ و واگيرداری‌ست‌ كه‌ از عكاسان‌ حرفه‌ای‌ ما به‌ عكاسان‌ جوان‌تر خواهد رسيد. و بی‌شک‌ در صورت‌ ماندن‌ در اين‌ وضعيت،‌ به‌ شاخه‌های‌ ديگر عكاسي‌ نيز سرايت‌ خواهد كرد.»

در بخش‌ ديگری‌ از اين‌ مقاله‌ آمده‌ است: «عكاس‌ خبری‌ ما پوک‌ شده‌ است. با كوچک‌ترين‌ تلنگری‌ از هم‌ می‌پاشد، بی‌انگيزه‌ است‌ و استقلال‌ ندارد: نه‌ استقلال‌ مادی‌ ونه‌ استقلال‌ فكری. و مهم‌تر از همه،‌ فراموش‌ كرده‌اند كه‌ عكاس‌ خبری‌ يعنی: «ما چشم‌ شما هستيم»‌ كدامتان‌ هستيد؟»


پيمان‌ هوشمندزاده‌ در گفت‌وگو با رادیو زمانه به‌ آسيب‌شناسی‌ عكاسی‌ خبری‌ در ايران‌ پرداخته‌ است.


آقای‌ هوشمندزاده!‌ چطور شد زديد تو برجک‌ ژورناليسم‌ و فتوژورناليسم؟
در اصل،‌ اين‌ مطلبی‌ كه‌ من‌ نوشتم‌ براساس‌ احساس‌ نيازی‌ بود كه‌ فكر می‌كردم‌ عكاسی‌ خبری‌ ما احتياج‌ به‌ چنين‌ هشداری‌ دارد و نقاط‌ ضعفی‌ را كه‌ به‌ نظرم‌ می‌آمد نوشتم.

اگر واقعا عكاس‌های‌ خبری‌ معترض‌ هستند، بايد به‌ ما جواب‌ بدهند؛ كه‌ ظاهرا هم‌ معترض‌ نيستند. كسی‌ هم‌ حرفی‌ نزده.‌ يعنی‌ در واقع،‌ استقبال‌ بيشتر از طرف‌ عكاس‌های‌ هنری‌ بوده‌ تا عكاس‌های‌ خبری. آنها بيشتر از اين‌ نوشته‌ خوش‌شان‌ آمد.

به‌ طور مشخص‌ چه‌ آسيب‌هايی‌ در فتوژورناليسم‌ ما ديديد كه‌ شما را برانگيخت‌ تا چنين‌ مقاله‌ای‌ بنويسيد؟

نمی‌توان‌ گفت‌ كه‌ اين‌ اتفاقات‌ از كجاها نشأت‌ گرفته.‌ اتفاقاتی‌ كه‌ در مملكت‌ ما افتاده‌ آن‌قدر پشت‌ سر هم‌ بوده‌ كه‌ نمی‌دانم‌ بايد آدم‌ واقعا چنين‌ انتظاری‌ از عكاسی‌ خبری‌ داشته‌ باشد يا نه. مثلا يک‌ چنين‌ انتظاری‌ بيهوده‌ است.‌ ولی‌ خب‌، ما نمونه‌های‌ قبلش‌ را هم‌ داشتيم‌ توی‌ دوره‌های‌ تاريخی‌ قبل‌مان؛ مثلا در دوره‌ی‌ انقلاب‌ ما عكاس‌هايی‌ داشتيم‌ كه‌ اگر كاری‌ می‌كردند به‌ آن‌ اعتقاد داشتند. و می‌بينيم‌ كه‌ هنوز هم‌ دارند كار می‌كنند. دقتی‌ را داشتيم، كاوه‌ گلستان‌ را داشتيم. اينها كسانی‌ بودند كه‌ با جريان‌ ايدئولوژيک‌ برخورد می‌كردند. ولی‌ در حال‌ حاضر ما چنين‌ كسانی‌ را نداريم.
تأسف‌ من‌ بيشتر از اين‌ جاست‌ كه‌ می‌بينم‌ عكاسی‌ كه‌ دارد برای‌ يک‌ روزنامه‌ی‌ راستی‌ كار می‌كند، بعدازظهرش‌ برای‌ يک‌ روزنامه‌ی‌ چپی‌ كار می‌كند. يعنی‌ اصلا اين‌ عكاس‌ هيچ‌ چيز نمی‌داند؛ هيچ‌ تعلقی‌ ندارد؛ به‌ هيچ‌ چيز فكر نمی‌كند و مثل‌ يک‌ تكنسينی‌ عمل‌ می‌كند كه‌ هركه‌ بهش‌ بگويد اين‌ كار را بكن‌ يا آن‌ كار را انجام‌ بده، فقط‌ كار را انجام‌ می‌دهد.

شايد بستر برای‌ انتخابش‌ وجود ندارد؟
نه. من‌ می‌گويم‌ عكاس‌ دارد صبح‌ براي‌ روزنامه‌ی‌ راستی‌ كار می‌كند و شب‌ برای‌ روزنامه‌ی‌ چپی‌ كار می‌كند.

غم‌ نان‌ ديگر!
غم‌ نان‌ نيست. خيلی‌ها آدم‌های‌ مجردی‌ هستند كه‌ اين‌ مشكل‌ را ندارند. البته‌ غم‌ نان‌ نه‌ اين‌كه‌ واقعا برای‌ عكاس‌های‌ خبری‌ ما وجود ندارد، اصلا اين‌ طوری‌ فكر نكنيد. غم‌ نان‌ هست. ولی‌ هستند كسانی‌ كه‌ پای‌ اين‌ جريان‌ می‌ايستند و غم‌ نان‌ هم‌ دارند. مثل‌ آقای‌ منتظری،‌ كه‌ مشكلات‌ مالی‌ هم‌ دارد ولی‌ پای‌ يک‌ مسايلی‌ می‌ايستد. ولی‌ اين‌ رفتار در عكاسی‌ خبری‌ ما نْرم‌ نيست.

پس‌ نقد شما بيشتر نقدی‌ محتوايی‌ روی‌ عكاس‌هاست.‌ يعنی‌ بيشتر از اين كه‌ به‌ فرم‌ عكس‌ها انتقاد داشته‌ باشيد، به‌ گرايش‌ عكاس‌ها و به‌ محتوای‌ عكسی‌ كه‌ می‌گيرند انتقاد داريد؟

من‌ بيشتر درباره‌ی‌ كل‌ جريان‌ عكاسی‌ خبری‌ صحبت‌ كردم.‌ حالا يكي‌ از مشكل‌ها اين‌ است. امكان‌ دارد كسی‌ عكاس‌ خيلی‌ خوبی‌ باشد، ولی‌ وابستگی‌ به‌ جايی‌ نداشته‌ باشد. من‌ در همان‌ مقاله‌ای‌ كه‌ نوشتم‌، آخر مقاله... ادامه

سیمرغ جشنواره احوال عکاسان را هم پرسید

Tuesday, February 20th, 2007

جشنواره سینمایی فجر امسال پرحادثه بود. از حذف فیلم مهرجویی با نام “علی سنتوری” و بازگشت مجددش به لیست نمایش تا نارضایتی دست‌اندرکاران سینما از نحوه تقسیم سیمرغ‌ها و حضور مسعود ده‌نمکی به عنوان کارگردان و سخنرانی جنجالی او در اختتامیه که گفت “من نه مرغ می‌خواهم و نه سیمرغ”.

اما از نکات مثبت و قابل تأمل امسال بازگشت بخش عکاسی فیلم پس از ۸ سال بود. در این بخش که خود زیرمجموعه بخش مواد تبلیغاتی و اطلاع‌رسانی بود٬ ۱۲ فیلم حضور داشتند که هیات داوران ۵ عکاس فیلم را نامزد سیمرغ بلورین اعلام کردند

علی زارع

بابک برزویه برای فیلم “حکم”٬ غوغا بیات برای فیلم “یک تکه نان”٬ علی زارع بزای فیلم “وقتی همه خواب بودند”٬ عبدالله عبدی‌نسب برای فیلم “گرگ و میش” و مقداد شمس الواعظین برای فیلم “تقاطع”.

سرانجام روز یکشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۸۵ سیمرغ بلورین جشنواره فجر در بخش عکاسی فیلم در دستان علی زارع هنرمند جوان و با آتیه آرام گرفت.

وی که ۲۶ سال دارد سال ۸۳ جایزه بهترین عکاس تئاتر فجر را نیز از آن خود کرده است.

درتماس تلفنی که با آقای زارع داشتم گفت:
من اصلاً فکر نمی‌کردم که جایزه به من برسد وحتی می‌خواستم در مراسم شرکت نکنم چون کار داشتم. ولی رفتم و ... ادامه

icon for podpress  Standard Podcast: Play Now | Play in Popup

سلاح اتمی و کاهش قدرت ملی

Friday, September 22nd, 2006

بار دیگر بحث اتمی سازی ایران در صدر خبرها قرار گرفت. دیروز آقای احمدی نژاد، ريیس جمهور ایران درسخنرانی خود در سازمان ملل، بر آن تاکید داشت که ایران به غنی سازی اورانیوم ادامه خواهد داد. پیش تر آقای جرج دبلیو بوش درسخنرانی خود تاکید کرد که ایران باید دست از غنی سازی بردارد.
از این رو شورای امنیت سازمان ملل در حال بررسی ضرب الاجلی مجدد است تا از ایران بخواهد که غنی سازی را تا انتهای گفتگوها به صورت تعلیق در آورد. در این ارتباط با دکتر زیدآبادی روزنامه نگار به گفتگو می‌نشینیم.


بشنوید

 

پویان طباطبایی: با توجه به اصرار ایران برادامه غنی سازی اورانیوم، هدف از غنی سازی چیست و ایران به کجا می‌رود؟

زید آبادی: آنچه که ایران (دولت) خود اعلام میکند، این است که ما می‌خواهیم یک چرخه سوخت هسته‌ای داشته باشیم، جهت استفاده در راکتورهای اتمی... . ادامه


MP3 دریافت فایل

ایران و جغرافیای خاورمیانه در گفتگویی با دکتر زیدآبادی

Monday, September 11th, 2006



این روزها “خاورمیانه جدید” یا نام کامل “خاورمیانه جدید برای صلح ودمکراسی ” یکی از مباحث مهم محافل سیاسی و خبریست.
طرحی که توسط آمریکامطرح شد و تا کنون چندین فاز آن به اجرا درآمده است. جنگ افغانستان , جنگ عراق و فشارهای کنونی بر ایران بخشهایی از این پروژه هستند.

در همین ارتباط گفتگویی داشتم با دکتر احمد زیدآبادی , روزنامه نگار و متخصص در مسایل خاورمیانه و اسراییل.
به علت محدودیت زمانی رادیو زمانه این گفتگو را در 2 بخش ارایه خواهم کرد.
نکاتی که در بخش نخست بدان خواهیم پرداخت عبارتند از :

جغرافیای جدید خاورمیانه .
نقش ایران و جایگاه ایران در این جغرافیای جدید.
دولت احمدی نژاد و چالش تحریم.

بشنوید

 

چیزی که الان مطرح است , این است که آمریکایی ها از طرحی به نام طرح خاورمیانه جدید یاد میکنند که عنوان کاملش “خاورمیانه جدید برای صلح ودمکراسی ” است. این طوری که خود آمریکایی ها این طرح را تعریف می کنند , من این گونه برداشت می کنم که آنها در پی تغییر نقشه جغرافیایی خاورمیانه نیستند ؛ بدین معنا که بخواهند کشورهایی را تجزیه کنند و یا کشورها را کوچک و بزرگ کنند .

در واقع هدف , یک نظم جدید در خاورمیانه هست که دولتها در 2 عرصه سیاسی و اقتصادی دچار تغییر بشوند . به این معنا که در حوزه اقتصاد یک تجارت مبتنی بر اقتصاد آزاد و مکانیزم بازار تن در بدهند و درعین حال یک سلسله اصلاحات اداری در آنها بوجود بیاد که بتوانند کار آمد بشوند برای حل مشکلات روز افزونی که آنها دارند , بویژه بحث بی کاری در این منطقه . در حوزه سیاسی هم آنها بدنبال پلورالیزه کردن یا کثرت گرا کردن نظامهای سیاسی هستند که اگر ما بخواهیم نمونه هایی از آنها را مثال بزنیم , همان چیزی ایست که در عراق و افغانستان در واقع صحنه آزمایشگاهی آمریکاست.

در ضمن اگر دقیق نگاه کنیم ,آمریکایی ها در فکر تجزیه این کشورها نیستند حتی به رغم اینکه تمایلاتی برای تجزیه هم وجود دارد , حتی میشود گفت :نیروهای آمریکا در آنجا به عنوان بازدارنده تجزیه عرضی عمل میکنند و عملا در جهت حفظ وحدت این کشورها تلاش میکنند. بنابراین اساسا نگرانی مبنی بر این که آمریکا برنامه ای دارد که کشورها ی این منطقه مانند عراق , ایران و یا هرجای دیگر را تجزیه کند ,من فکرمیکنم از حرف آمریکایی ها کلا چنین چیزی بر نمیآید .

در خوشبینانه ترین حالت در مورد طرح خاورمیانه بزرگ , میشود این گونه تحلیل کرد , آمریکایی ها با توجه به گزارشی که سازمان ملل اعلام کرده که در خاورمیانه در طی چند سال آینده ما 100میلیون بیکار خواهیم داشت و این 100 میلیون بیکار دچار فقر خواهند شد . فقر می تواند مفاسد زیادی از جمله گرایش به تروریزم را درجوانان ایجاد کند. این منطقه هم به حر حال مستعد پرورش اندیشه های بنیاد گرایانه هست. در واقع آمریکایی ها برای جلوگیری از این وضعیت و برای ایجاد ثبات در خاورمیانه , آمدند این گونه طراحی کردند که نیاز به تغییراتی در خاورمیانه هست.

چون این تغییرات عقب افتاده به لحاظ تاریخی و چشم انداز درون زایی این تغییرات هم روشن نیست , احتمالا به این نتیجه رسیدند که از بیرون یک نیروهایی را وارد کنند به این منطقه .منظورم این است که بعضی نیرو ها را تضعیف کنند در برخی از این جوامع و برخی را تقویت کنند که بتواند به کمک عوامل برون زا , این راه باز بشود.این شاید یک نگاه خوشبینانه باشد.

نگاه بدبینانه هم شاید این باشد که , آمریکایی ها در رقابت با قدرت های در حال ظهور جهانی , مثل اتحادیه اروپا , چین و کشورهای دیگر , سعی می کنند منطقه بکر خاورمیانه را که هنوز به اصطلاح وارد عرصه جهانی سازی نشده را به عنوان حوزه نفوذ انحصاری خودشان در بیاورند , حوزه نفوذی که اسرائیل هم بخشی از آن و عضو پذیرفته این منطقه باشد و دست آن هم برای مبادلات تجاری با دیگر اعضا باز باشد.

در واقع این دو تعبیر , مثبت و منفی را شاید بشود از این موضوع کرد اما آنچه که به نظر من میرسد این است که من تا کنون دیتا هایی را پیدا نکرده ام که علاقه ای به تجزیه کشورهای خاورمیانه در مقامهای رسمی آمریکا و محافل رسمی آنها وجود داشته باشد.
—- وی در ارتباط با جایگاه ایران درجغرافیای جدید خاورمیانه می افزاید :

به نظر میرسد که آمریکاییها نظمی را برای خاور میانه تنظیم کرده اند و برای اینکه کشورهای منطقه بتوانند با این نظم همسو بشوند , هر کدام را در سطحی رده بندی کرده اند. خب , بعضی کشورهای انعطاف ناپذیر را مانند عراق , تعریف کرده بودند که فکر میکردند هیچ گونه فشار سیاسی یا اقتصادی نمیتواند آنرا تغییر بدهد , بنابراین راه حمله نظامی را در پیش گرفتند با تمام مخاطراتی که این وضعیت داشت.

فکرمیکنند بعضی از کشورها با فشار سیاسی و یا اقتصادی خودشان را تطبیق میدهند و بعضی هم با تشویق و ترغیب می توانند هماهنگ کنند. ایران از آن کشورهای هست که به دلیل پیچیدگی وضعیتش و به دلیل متناقض بودن ساختار قدرت و وضعیت پیچیده و درهم برهم جامعه , به نظرمیاد هنوز به این معنا که یک اهرم خاص می تواند جواب بدهد نرسیدند.بنابر این یک سلسله فشارهای سیاسی شروع کردند و احتمالا به سطح فشارهای اقتصادی میرسانند و احتمالا اگر در این مرحله جواب ندهد و ایران دست به یک سازش تاریخی نزند و یک تصمیم استرتژیک برای حل تمامی مسائل با دنیا نگیرد , احتمال ورود به یک فاز نظامی هم دور از ذهن نیست .

——-” با توجه به قیمت 70 دلاری نفت و قدرت مانورایران ” فکرمی کنید آیا تحریم بتواند فشار جدی برایران وارد کند ؟”

ببینید تا موقعی که قیمت نفت بسیار بالا باشد , یعنی درهمین حدود 70 دلار باشد و ایران برای فروش این نفت هم مشکلی نداشته باشد , بعید است که فشار های اقتصادی بتواند بحران دامنه داری را ایجاد کند . البته هر نوع تحریم حتی اگر صوری هم باشد , وضعیت روانی جامعه ایران را نا امن میکند , منجر به فرار سرمایه ودر واقع جلوگیری از سرمایه گذاری های خصوصی میشود. همین جو روانی ممکن است آسیب هایی بزند ,اما تا وقتی فروش نفت باشد, به نظر می آید میشود جاهای حساس را نگه داشت .

اما مشکل این دولت این است که از این پول نفت هم نمی تواند درست استفاده بکند. ایران در یک موقعیت تاریخی قرار گرفته که برای حل مشکلات اقتصادیش و همسو شدن با اقتصاد جهانی به مفهوم مثبتش باید دست به جراحیهای خونین و پردردی بزند , که خب , از این دولت مطلقا بر نمی آید و دولت اصلا چنین شعارهایی را نمی دهد بلکه شعارهای معکوس میدهد وبعد ,دولتی را نیاز دارد که شدیدا مورد حمایت جامعه باشد و جامعه بفهمد که باید این فشارها را تحمل کند .

خب در واقع ایران در خلاف آن نیازی که در حوزه اقتصاد دارد ,دارد عمل می کند و به نظر میاد که حتی اگر قیمت نفت هم بالا باشد , آن تاثیرات روانی که برخی از فشارهای اقتصادی می تواند بگزارد , می تواند بر دامنه نابسامانی ها – مثلا عدم کنترل نرخ رشد بیکاری که بدنبال خودش فقر دارد و فقرهم هزار مفسده دارد که دامنه جامعه ایران را گرفته – اینها خودش می تواند بحران زا باشد.

شاید غربی ها به این نتیجه برسند که اعمال فشار های اقتصادی بتواند سبب یک سلسله شورش های عمومی بشود که بعد آنها برای این شورش ها برنامه هایی ریخته باشند که بشود به گونه ای از آنها بهره برداری سیاسی کرد. اینها البته فقط حدس و گمان هست.

موضوع دیگری که به ذهن من میرسد این است که شاید – البته نه در مرحله اول , بلکه درمرحله بعد – آن بورژوازی تجاری ایران , بر مبنای این تحریم ها بشدت تحت فشار قرار بگیرد و آسیب ببیند . از آنجا که این تحلیل وجود دارد که بورژوازی تجاری در ایران , در واقع همان نیروی حامی روحانیت است , این نیرو اگر منافعش به خطر بیفتد ممکن است روحانیت راتحت فشار بگذارد برای یک سازش .

این هم چیزیست که آنها احتمالا در یک روند آزمون و خطا ممکن است که همش طی شود و ممکن هست که جواب بدهد و یا جواب ندهد.
——-در 25 سال گذشته ایران بزرگترین دشمن آمریکا در منطقه بوده و آمریکا فازهای نظامی مختلفی در کشورهای اطراف ایران به اجرا درآورده ولی در ایران بجز داستان طبس هرگز تیری در نشده . چرا؟

در اطراف ایران که نمی شود گفت در همه کشورها آمریکا دخالت نظامی کرده , مثلا ما در شمال ایران 3 کشور داریم : جمهوری آذربایجان , جمهوری ارمنستان و جمهوری ترکمنستان .خب این کشورها ظهور کردند بدلیل فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی , روابط خوبی هم تقریبا با آمریکا دارند . در ترکیه اتفاق خاصی نیفتاده در این مدت. در پاکستان هم همینطور. مسئله اصلی افغانستان بوده و عراق که در واقع در آنجا دو نیرویی بر سر کار بودند که دشمنیشان با آمریکا کمتر از ایران نبوده , بیشتر هم بوده. بنابر این اگر نوبتی هم بوده , نوبت آنها بوده که برخوردبشود.

اما مساله در رابطه با ایران هنوز حل نشده , اگر شما دقت کنید غیر از ماجرای طبس , هر گاه که آمریکا احساس کرده که ایران دارد برایش مخاطره آمیز میشود , دست به تحرکاتی زده اند – مثلا : وقتی که ایران قطعنامه 598 را نپذیرفت , هم قیمت نفت بشدت کاهش پیدا کرد برای اعمال فشار علیه ایران و هم 2 ناو ایرانی را نیروهای آمریکایی در خلیج فارس غرق کردند و ایرباس ایرانی را هم ساقط کردند. همه اینها به اصطلاح هشدار های خیلی شدیدی بود که ایران باید قطعنامه را بپذیرد و ایران هم عملا آن را پذیرفت.

خب در آن مرحله مشکل درواقع حل شد. چون واقعیت این است که در این 27 ساله روابط ایران و آمریکا در یک میزان از توازن نبوده. دوره هایی بوده که این دو در پشت پرده با هم مذاکره میکردند , معامله میکردند .دورانی بوده که اهداف منطقه ای واحدی داشته اند و به طور ناخواسته با هم اتحاد داشتند, البته به طور پنهان. دوره هایی بوده که کاری به کار هم نداشتند. دوره هایی بوده که خصومتهایی پدید می آمده و تمام میشده . بنابر این تمام این سیر را اگر بخواهیم یک سیر واحد تلقی کنیم , از واقع بینی فاصله گرفته ایم.

——-با توجه به عدم جواب بوش به نامه احمدی نژاد و پر رنگ نبودن روابط سیاسی – خارجی ما و اعلام روی میزبودن تمام راه کارها ازطرف آقای بوش . فکرمیکنید تا پایان دوره ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد چه اتفاقی بیافتد؟

با حذف طالبان و صدام حسین از منطقه , ایران به عنوان مهمترین دشمن آمریکا درمنطقه در آمده ودر دستور کار آنها قرار دارد و برخورد با ایران , چیزیست که به طور روشن در برنامه کار آمریکایی ها است. خب آمریکایی ها در مورد ایران ترجیح دادند که درمرحله اول از طریق دیپلماسی وایجاد یک اعتلاف بین المللی با ایران برخورد کنند . هم بدلیل اینکه آن یکجانبه گرایی برایشان در بعضی حوزه ها عواقب خوبی نداشت و هم نمی خواهند که از طریق برخورد واحد با ایران این تصور رویارویی غرب با اسلام را بوجود بیاورند. میخواهند بگویند مسئله , ایران است با یک دولت خاص, که نه تنها با آمریکا و اروپا , بلکه با کل سیستم جهانی مشکل دارد.

از این طریق دارند وارد عمل میشوند که می بینید گام به گام تا بحال پیش آمدند . اول شورای حکام را متقاعد کردند به رای دادن به ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت, بعد در شورای امنیت بیانیه با اجماع صادر شد و بعد بیانیه جواب نداد , قطعنامه الزام آور صادر کردند و 2 یا 3 روز دیگر این التیماتم هم به پایان میرسد . قاعدتا مرحله بعدی صدور قطعنامه ای برای تحریم ایران خواهد بود. منتهی اگر بخواهد از طریق روش فعلی پیش برود , زمان زیادی نیاز دارد تا اولا این قطعنامه تصویب بشود و بعد هم بخواهد تحریم های خیلی جدی را به اجرا بگذارد که تاثیر گذار باشد.

خب اگر این روند بخواهد خیلی طول بکشد و مثلا راضی کردن روسها و چینی ها طولانی بشود , این احتمال وجود خواهد داشت که آمریکا و متحدینش هر آن شورای امنیت را کنار بگذارند و برگردند به اینکه خودشان بخواهند هم ایران را مورد تحریم قرار بدهند که در این صورت می توانند تحریم ها را خیلی شدید و غلیظ اجرا کنند و می توانند حتی طرف های ثالثی را هم که مبادله داشته باشند , مورد تحریم قرار بدهند . این گونه نباشد که اگر خودشان کنار رفتند , راه برای باقی باز باشد که بتوانند جای آنها را بگیرند.

اگر هم احساس کنند که ایران به جایی میرود که آنها نقطه غیرقابل برگشت مینامند , ممکن است بحث تحریم ها را در جایی رها کنند و اساسا وارد فاز نظامی بشوند . این فاز نظامی میتواند حمله پیشگیرانه آمریکا باشد و یا حتی در بدترین حالت , خود اسرائیلی ها وارد عمل شوند که به هر حال ضرباتی به منابع هسته ای ایران وارد کنند.

اگر این اتفاق بیقتد , بر خلاف آنچه می گویند جنگ محدودی است , به نظر من جنگ محدودی نخواهد بود. بدلیل اینکه ممکن است آغازش با یک جنگ محدود باشد , اما ایران خواه نا خواه به هرنوع اقدام نظامی مجبور است که جواب بدهد . چون اگر جواب ندهد , کلا تمام اقتدار و حیثیت و اعتبارش هم در منطقه , هم در نظام بین المللی و هم در افکارعمومی ازبین میرود و همه خواهند گفت : تو که عرضه نداشتی و توانی نداشتی چرا پافشاری کردی تا بخوری و کاری از دستت بر نیاد؟

این میتواند خیلی خیلی برای سیستم خطرناک باشد . بنا بر این مجبور است که جوابی بدهد و هر گونه جوابی یک برخورد متقابل را به همراه خواهد داشت و دو طرف ممکن است وارد یک سلسله پایان ناپذیر از برخوردهای پایان ناپذیر بشوند که ممکن است واقعا بسیاری از تاسیسات ایران ازبین برود. البته همان طور که گفتم این بدترین سناریو است.

من خودم بنظرم میرسد که دولت ایران با فشارهای سیاسی کوتاه نمیآید , ممکن است با بخشی از فشارهای اقتصادی هم کوتاه نیاید . اما وقتی که چشم انداز خیلی وخیم بشود و این وخامت خودش را بروز بدهد و آنها به عینه ببینند , در آن حالت من احتمال یک سازش را می بینم و فکر نمی کنم که بگذارند تا با بدترین حالت ممکن برسد.

این چیزیست که در قطعنامه 598 هم اتفاق افتاد. آنجا هم مدتها بود که سیاسیون هشدار میدادند که عاقبت ندارد , اما قبول نمیکردند. قطعنامه صادر شد , نه تایید کردند و نه رد کردند و یک حالت بینابین گرفتند. وقتی صدام تمام مناطق گرفته شده توسط ایران را پس گرفت و وارد خاک ایران شد و اگر رهایش میکردند شاید جلوتر هم میامد ,در آن موقعیت , در واقع هنگامی که دشمن در خاک ایران بود آتش بس را قبول کردند . وقتی که به آن نقطه وخامت میرسد ممکن هست سازشی صورت بگیرد . متاسفانه وضعیت ما این جوریست.

MP3 دریافت فایل

رادیو زمانه

Tuesday, September 5th, 2006


-Pooyan Tabatabaei  - -محمد علی ابطحی - عکس از پویان طباطبایی

مصاحبه ای کردم با محمدعلی ابطحی برای رادیو زمانه


بشنوید

 

دین و مدرنیته

5 شنبه گذشته 26 مرداد 1385 , حسینیه ارشاد تهران میزبان کنفرانس یک روزه دین و مدرنیته بود.
سازمان غیر دولتی “گفتگوی ادیان “ برگزار کننده این برنامه, از قبل تاکید بر تخصصی بودن این کنفرانس داشت.
به گفته آقای محمد علی ابطحی رئیس سازمان گفتگوی ادیان و صاحب امتیاز ماهنامه اخبارادیان- استقبال از این برنامه بسیار زیاد بوده

وی در ارتباط با این موضوع در وبلاگ شحصی خود می افزاید:

“دست بالا گرفتیم و400 نفر برای نهار پیش بینی کردیم , اما از ساعت 8.30 جمعیت به سمت حسینیه آمد. با اینکه خیلی ها بخشی از جلسه را شرکت میکردند و بعد میرفتند اما با ورود آدمهای جدید، در طول این 8 ساعت همیشه سالن پایین و بالا پر بود و گاهی در وسط راهرو ها هم نشسته بودند . قیافه ی آقای طوسی که مسئولیت اجرائی سمینار را بر عهده داشت و به جای 400 نفر به 1600 نفر ساندویچ داد، دیدنی بود.”

تلاش بر آن بوده تا در این سمینار نمایندگان سنت گرایان، نو اندیشان دینی و روشنفکران دعوت شوند تا دیدگاه های علمی خود را عرضه نمایند و از چهره هایی چون سعید حجاریان، دکتر شکیبی، دکتر علیرضا علوی تبار , دکتر محسن کدیور, حجت الاسلام سید علی طالقانی، دکتر سعید بینایی مطلق و دکتر محمد راسخ دعوت به عمل آمده بود.

عدم حضور آقای سروش ازدیگر نکات قابل توجه این کنفرانس بود. گویا از روز قبل تحرکاتی بر علیه ایشان در اطراف محل جریان داشت , که سروش را مجبور کرد تا در آخرین لحظه تصمیم خود را تغییر داده و فقط مقاله اش را بفرستد که توسط فرزند ایشان خوانده شود.

در همین ارتباط گفتگوی تلفنی داشتم با آقای ابطحی که میشنویم:

ببينيد، وقتی كه ما تصمیم گرفتیم که این سمینار را انجام بدهيم موضوع را، يكى از موضوعات مورد نیاز جامعه امروز ايرانى يافتيم. فكر مى كرديم اين موضوع، موضوع قابل توجهى است. اما، طبيعتا با توجه به اينكه ما صرفا از نگاه تخصصى و علمى دوست داشتيم سمیناررا برگزار کنیم و فصل تابستان و تعطيلى دانشگاه ها را هم در پيش داشتيم، طبيعى بود تا گمان نکنیم که با استقبال فراوان روبرو بشود.

در این سمینار از يكسرى از شخصيت هاى مختلف , با نگاه هاى گوناگون به دین و مدرنیته دعوت شده بود و همه آنها در اين جلسه حضور داشتند. براى من جالب ترين و شيرين ترين نكته اين بود كه از ابتداى اين کنفرانس كه حدود هفت ساعت طول كشيد و از 9:30 صبح شروع شد، جمعيت بسيار غير قابل پيش بينى برای شركت در اين جلسه شركت كردند و 2 طبقه حسينيه ى ارشاد از ابتدای برنامه تا انتها پر بود.

جمعيت، يك جمعيت آرام و اهل جست جويى بودند كه به سخنرانى ها با دقت گوش مى دادند و به مطالب, همان گونه که ما علاقمند بوديم به عنوان يك سمينار كاملا علمى نگاه مى كردند و پيگيرى مى كردند. اين يك نقطه اميدى بود , براى اينكه بحث هاى مورد نیاز جامعه به دور از جدال هاى سياسى , همچنان مورد توجه نسل جوان كشوراست كه علاقمند هستند در مورد اين مساله بدانند.



-Pooyan Tabatabaei  - -محمد علی ابطحی - عکس از پویان طباطبایی


اين سمينار از طرف موسسه گفتگوی ادیان که یک موسسه غیر دولتی هست – من و دوستانمون در آنجا كار مى كنيم – برگزار شد و با كمك جمعى از جوانترهايى كه علاقمند به اين مسائل بودند. آقاى محمد رضا جلايى پور، مسئوليت تيم محتوایى را بر عهده داشت و دوستان ديگر هم كمك كردند تا اين سمينار برگزار شود.

این سمینار از سوى مردم مورد استقبال قرار گرفت و برگزار کننده آن موسسه گفتگوی اديان بود كه اين بحث هاى دينى را در حوضه هاى بخصوص تخصصى و بيشتر هم البته درحوضه های گفتگوی دینی هر چند يكبار در سطوح مختلف برگزار مى كند . همچنان كه من در سايتم هم نوشتم، براى ما هم منظورمان اين بود كه اصلا سمينار به صورت علمى و محتواى برگزار شود و خوشبختانه هم چنين شد.

– يكى از سخنرانان، مثل اينكه آقاى سروش تشريف نياوردند و گويا دور حسينيه از دور تحركاتى بوده برعليه ايشان , يا دوست نداشتند شركت كنند، داستانش چه بوده؟
بله، ايشان يكى از سخنرانان جلسه بودند كه از ايشان دعوت كرده بوديم به عنوان يك متفكر دينى در اين جلسه بيايند و صحبت كنند. زمينه هايى براى حضور ايشان بوجود آمد و درخواست شده بود كه ايشان دراینجا شركت نكنند و با اين كه قرار بود که باز هم تا آخرين لحظات بيايند, ترجيح دادند كه مقاله شان را بفرستند و خوشبختانه مقاله ایشان كه محتواى ديدگاه ها و نظرات علمى ايشان بود در سمینار خوانده شد. – آيا شما خودتان مقاله اى داشتيد يا خير؟
نه من مقاله نداشتم، من در ابتدا ى جلسه , هدف برگزارى اين سمينار را براى جلسه مطرح كردم. فكر هم مى كردم , در آن جا اشاره كردم كه ما امروز اين دو تا عنصر را، هيچ كدامشان را نمى توانيم ناديده بگيريم در جامعه اى مثل جامعه ايرانى. نه آن هايى كه اصول دين را ناديده مى گيرند توفيق پيدا مى كنند و با واقعيت آشنا هستند و نه آنهايى كه عنصر مدرنيته را ناديده مى گيرند.

مدرنیته یک واقعيتى است كه امروز در همه جوامع و منجمله جامعه ما حضور دارد، عملا حضور دارد و كسى نمى تواند منكر وجودش بشود يا با آن مخالفت كند , ناديده بگيرد يا منع بكند حضور مدرنيته را در كشورى مثل كشور ما. همچنان كه دين را كسى نمى تواند ناديده بگيرد. طبيعى است بهترين كارى كه اندیشمندان مى توانند انجام بدهند اين است كه راه حلى پیدا کنند برایاین که دين و مدرنيته براى يكديگر جا باز كنند و نگذارند يكى فداى ديگرى شود.

– ممنونم، متشكرم از اين كه وقتتان را به ما داديد براى اين گفتگو.
خواهش میکنم. ممنونم از شما و همکارانتون

-Pooyan Tabatabaei  - -محمد علی ابطحی - عکس از پویان طباطبایی


کرباسچی و روز

Wednesday, January 25th, 2006

by Nik Kosar

from NIk Kosar


بجز نوشته های علیرضا حقیقی که ترجیح میدم در سایت خودش بخونم و کارهای نیک آهنگ آنها را هم توی سایتش میبینم – تنها قسمتی از روزنامه- “روز” را که نگاه میکنم , بخش “میهمان روز ” هست که آنهم اصولا برگرفته از رسانه های دیگره.
واقعا نمی دونم با چه رویی ,این همه پول را زدن به جیب و یک همچین روزنامه ای درست کردن .
صحبت هزار دلار و 100 هزار دلار نیست , حرف میلیون یورو هست و 6 تا کارمند.
مدل صفحه بندی که خوب نیست . و تازه این هم از اون تقلب های قدیمی که وقتی روی یک تیتر تو صفحه اول میزنی .دوباره همون صفحه را میاره تا تعداد کلیک ها زیاد بشه . بعد بگن ما آنقدر بیننده داریم.
آقای درخشان که برای همه عالم روزنامه نگاری کرکری می خونه با این صفحه بندیش واقعا ریده.
نکته دیگه این که تمام دوستان حقوق بگیر که در قسمت معرفی , خودشون را هوادار آزادی معرفی کردند , هیچ کجا اسمی از خودشون نگذاشتن ,نه به خاطر مسائل امنیتی [بلکه برای اینکه فردا که گندش در اومد 90 درصد حواننده ها ندونن این اساتید کین و کجان ؟
تا دوباره چتر حقوق بشری را جای دیگه علم کنند و پول ها را بکشن بالا.

اکثر نوشته ها هم که تقریبا مال 8 سال پیشه , یعنی به درد اون موقع ها می خوره .تمام تاریخ مصرف گذشته. یاد جلایی پور بخیر که در باره یک موضوع با همین مضمون میگفت : این حرف ها را اون موقع زدن مهم بود , الان مادر بزرگ منم دیگه از همین حرف ها میزنه.

مطالبی که به انگلیسی ترجمه میشه , اکثرا بهترین انتخاب مقاله نیست .یعنی مطلب بهتری در همان شماره بوده که باید ترجمه میشده.

حالا باز خوبه که یک چند تا مطلب در باب هنر هم اضافه شده که کمی کمک میکنه.

بهر حال امروز در بخش میهمان روز یک مصاحبه خوب با کرباسچی بود .
واقعا تا به حال مصاحبه ای از کرباسچی ندیدم که بدرد بخور نباشه. واقعا کاشکی همین برادران شورای نویسندگان نگاهی به این مصاحبه می انداختند.

کرباسچي: حالا که اصرار بر مثال‌هاي عيني داريد مي توانم بگويم همين که بعد از پيروزي دوم خرداد گفته شد اصلاح طلبان قصد احقاق حقوق اساسي مردم را دارند يک نمونه مناسب است. خب، اينها حرف‌هاي سياسي است، تازه خيلي هم کلي است، درحاليکه بايد روش‌هاي اجرايي ارائه شود. يک روزي مرحوم مصدق آمد و در مقابل رژيم شاه قرار گرفت، تمام آنچه را که شعار مي داد هم دو چيز بود، يکي گفت که من مي‌خواهم نفت را ملي کنم و ديگري هم اينکه قانون انتخابات را اصلاح نمايم. هر دو هم واضح و روشن. ما بايد مي آمديم بعد از دوم خرداد مي گفتيم که در وضع فعلي مملکت مي خواهيم چه کنيم. خيلي هم شفاف بيان مي‌کرديم. البته اشکالي ندارد که ما غير از پل و جاده و نان و آب مردم حرف‌هاي ديگري هم بزنيم. اما بايد چيزهايي بگوييم که مفهوم باشند.

........

کرباسچي: اگر براي مباحث روزمره مردم در جامعه فاکتورهاي عيني ارائه شود، مطمئن باشيد آزادي و دموکراسي هم فارغ از اين فاکتورها نيست. اما طبيعتا شما نمي توانيد براي جامعه اي که محتاج نان شب است و هر وعده اي را براي حل اين مشکل قبول مي کند، دم از آزادي بزنيد. در جامعه اي که فقر و تبعيض درآمدها در سطح گسترده حاکم باشد و سرمايه گذاري و اشتغال هم در آن کم است، ارائه بحث‌هاي سياسي به عمقي که در اين سالها دنبال مي شد يک کاريکاتور است. من قبلا هم گفتم که يک جامعه باز سياسي به حداقلي از درآمد سرانه نياز دارد.شما کجاي دنيا کشورهايي را پيدا مي کنيد که با درآمد سرانه زير 10 هزار دلار، تا اين حد در بحث‌هاي سياسي و شعارهاي آزادي گرايانه غوطه ور شوند؟ مشارکت سياسي بايد مبتني بر دانش باشد و نه تبليغات عوام فريبانه و اين هم موکول است به آنکه حداقل‌هاي زندگي روزمره فراهم گردد.

حتما نگاهی به این مصاحبه بیندازید

Interview in Bam

Monday, March 28th, 2005













Video File | RSS

 



 


برای دیدن این مصاحبه اینجا را کلیک کنید

 

 


در این قسمت مصاحبه ای را خواهید دید که 40 روز بعد از زلزله بم در شهر بم تهیه کردم .


موضوع مصاحبه : نحوه کمک رسانی به زلزله زدگان بم


سال تهیه : 1383