Archive for the 'Romantic' Category

ایدا در اینه

Friday, October 19th, 2007


برای تو که آنسوی آبها در بستری بی منی 




لبانت
به ظرافت شعر
شهوانی ترین بوسه ها را به شرمی چنان مبدل می کند
که جاندار غار نشین از آن سود می جوید
تا به صورت انسان درایدو گونه هایت
با دو شیار مّورب
که غرور ترا هدایت می کنند و
سرنوشت مرا
که شب را تحمل کرده ام
بی آن که به انتظار صبح
مسلح بوده باشم،
و بکارتی سر بلند را
از رو سبیخانه های داد و ستد
سر به مهر باز آورده م

هرگز کسی این گونه فجیع به کشتن خود برنخاست
که من به زندگی نشستم!

و چشانت راز آتش است

و عشقت پیروزی آدمی ست
هنگامی که به جنگ تقدیر می شتابد

و آغوشت
اندک جائی برای زیستن
اندک جائی برای مردن
و گریز از شهر
که به هزار انگشت
به وقاحت
پکی آسمان را متهم می کند
کوه با نخستین سنگ ها آغاز می شود
و انسان با نخستین درد

در من زندانی ستمگری بود
که به آواز زنجیرش خو نمی کرد – من با نخستین نگاه تو آغاز شدم

توفان ها
در رقص عظیم تو
به شکوهمندی
نی لبکی می نوازند،
و ترانه رگ هایت
آفتاب همیشه را طالع می کند

بگذار چنان از خواب بر ایم
که کوچه های شهر
حضور مرا دریابند
دستانت آشتی است
ودوستانی که یاری می دهند
تا دشمنی
از یاد برده شود
پیشانیت ایینه ای بلند است
تابنک و بلند،
که خواهران هفتگانه در آن می نگرند
تا به زیبایی خویش دست یابند

دو پرنده بی طاقت در سینه ات آوازمی خوانند
تابستان از کدامین راه فرا خواهد رسید
تا عطش
آب ها را گوارا تر کند؟

تا آ یینه پدیدار آئی
عمری دراز در آ نگریستم
من برکه ها ودریا ها را گریستم
ای پری وار درقالب آدمی
که پیکرت جزدر خلواره ناراستی نمی سوزد!
حضور بهشتی است
که گریز از جهنم را توجیه می کند،
دریائی که مرا در خود غرق می کند
تا از همه گناهان ودروغ
شسته شوم
وسپیده دم با دستهایت بیدارمی شود



“اجمد شاملو”

Happy Valentine’s Day

Friday, February 16th, 2007

Photo by Pooyan Tabatabaei - Bird - Valentine - پویان طباطبایی

Happy Valentine’s Day

Photo by Pooyan Tabatabaei - Bird - Valentine - پویان طباطبایی

نامه ای که هرگز فرستاده نشد

Monday, December 11th, 2006


تو - عکس از پویان طباطبایی - photo by : Pooyan Tabatabaei

برای دختری که از خنده هایش امید می تراود


سلام

یک ماه گذشت و تجربه ای تازه بر دفتر زندگیت قلمی شد. خوب یا بد , دشوار یا آسان , تجربه را باید خرید, تا در کوره راه زندگی, سنگین قدم شد.

دلم برایت تنگ شده , شاید این مهمترین اتفاق هر لحظه یک ماه گذشته من باشد و البته قدری هم افکار مغشوشی که گاه گاهی مرا فرا می گیرد.


امیدوارم که در تصمیمت راست فدم باشی و صبری ایوب وار پیشه کنی, چرا که گفته اند:


گر چه شب تاریک است

دل قوی دار

سحر نزدیک است



تو - عکس از پویان طباطبایی - photo by : Pooyan Tabatabaei

اینجا خبری نیست, کارها سنگین, دل ها خسته و زندگی در جریان.بشدت مشغول کار بر روی فیلم , چنانچه روز و شب, هفته و ماه بی معنی شده.

البته گاهی بد نیست, چرا که زمانی برای فکرکردن آنچنانی نمی ماند!!. سردی هوا, گرمای درون را در خود خفه می کند و برون را خشن, و تو آنجا , در گرمای بی کران دشت , در خود به جوش می آیی.

تفاوت و فاصله , تار و پودی می شوند برای زمان , تا از آنچه به نظر می رسید, نقش دیگری زده شود.

به امید دیدار تو

هر کجای دنیا

پخته تر

رنگین تر



مسافر صندلی 27 سی

تورنتو – سپتامبر -2006





ساحل

Monday, November 27th, 2006

عکس از پویان طباطبایی - کوبا - photo by Pooyan Tabatabaei - Cuba

شنهای ساحل

و صدای آرام دریا

شب را زنده نگاه می دارد


کمی آنطرف تر

آتشی , که گرمابخش

قلبهایی عاشق

دستی که تکیه ایست

و قلبی

که در تلاطم می تپد



و مردی

که در زیبارویی

غرق می شود


مسافر صندلی 27 سی


باید امشب بروم

Sunday, November 12th, 2006

-Pooyan Tabatabaei  - تورنتو- - کانادا- Autumn  - عکس از پویان طباطبایی

صحنه جادویی زمان

مرا به تو پیوند می دهد

و ساعت 11 بار می زند

=======

آرام دستی بر دستت می آویزم

ودر تاریکی شب

دلم را با صدایت , کوک میکنم

=======

تویی و تو

و من , که در تو غوطه ورم

جامی به رسم یادبود خالی می شود

و خاطره ها با هر جام , زنده تر

و ما که امشب , ما شده ایم

=======

ساعت 12 بار می زند

صدایی می شنوم

چشمهایت پر از معناست

و لبهایت خاموش

و من که نگاهم , تر می شود

و کسی می خواند

باید امشب بروم

12-خرداد – 1385
مسافر صندلی 27 سی

You and me

Wednesday, September 27th, 2006

By Pooyan Tabatabaei - پویان طباطبایی-

I can see you now by the light of the dawn,
And the sun is rising slow,
We have talked all night, and I can’t talk anymore,
But I must stay and you must go;

You have always been such a good friend to me,
Through the thunder and the rain,
And when you’re feeling lost in the snows of New York,
Lift your heart and think of me;

There are those who fail, there are those who fall,
There are those who will never win,
Then there are those who fight for the things they believe,
And these are men like you and me;

In my dream we walked, you and I to the shore
Leaving footprints by the sea,
And when there was just one set of prints in the sand,
That was when you carried me;

You have always been such a good friend to me,
Through the thunder and the rain,
And when you’re feeling lost in the snows of New York,
Lift your heart and think of me;

When you’re feeling lost in the snows of New York,
Lift your heart and think of me,
Lift your heart and think of me.

Missing You

Sunday, September 24th, 2006

By Pooyan Tabatabaei - پویان طباطبایی-

I’ve got the roses, I’ve got the wine,
With a little luck she will be here on time,
This is the place we used to go,
With romantic music and the lights down low,
And as you stand there amazed at the door,
And you’re wondering what all this is for,
It’s just a simple thing, from me to you,
The lady that I adore, ‘cos there’s something
That you should know, it’s that

I’ve been missing you, more than words can say,
And that I’ve been thinking about it every day,
And the time we had just dancing nice and slow,
And I said now I’ve found you,
I’m never letting go;

There is no reason to the things that we do,
You can break a heart with just a word or two,
And take a lifetime to apologise,
When the one you love’s in front of your eyes,
And I will fall to my knees like a fool,
If it’s the only way of getting through,
You see if I think you are beautiful,
Someone else is going to feel it too,
So there’s only one thing to do, tell you that

I’ve been missing you, more than words can say,
And that I’ve been thinking about it every day,
Well tonight’s our night for dancing nice and slow,
Because now I’ve found you, I’m never letting go,
No, now I’ve found you, I’m never letting go;

I’ve been missing you…
I’ve been missing you…
I’ve been missing you…
I’ve been missing you, darling…

If a little boy

Wednesday, February 22nd, 2006









-Pooyan Tabatabaei  - عکس از پویان طباطبایی

این هم از اولین پیام دریافتی صبح
مرسی از هانی خوش ذوق


If a little boy

Likes a little girl

He should give the world

To that little girl

Tell her that he loves her almost everyday

Put his arm around her

Chase the clouds away

If a little girl

Like a little boy

She shouldn’t get upset

She shouldn’t get annoyed

If that little girl

Takes a little time

Waking up her mind

Making up her heart

 .....

OR THE LAST TWO ONES MAYBE ARE:

Waking up her heart

Making up her mind

....

And it goes on

And on

And on

And on