Archive for the 'Romantic' Category

One word, one heart

Friday, February 10th, 2006

-Pooyan Tabatabaei  - عکس از پویان طباطبایی

One word, one heart, one night, is all I want,
One word, one heart, one girl, is waiting there for me;

Midnight, and all is well,
I hear the mission bell,
Out on the road, nothing is moving,
As I speed from town to town;

Two hearts are beating fast,
But they are still many miles apart,
Oh the mood was shining on a distant shore,
Burning like a fire in my heart,
I’ve got to see her, I’ve got to say -

One word, one heart, one night, is all I want,
One word, one heart, one girl, is waiting there for me,
I never knew I cared so much before,
I’ve got to tell her tonight – straight to the heart,
I’m going to tell her tonight – straight to the heart,
I’ve got to tell her tonight – straight to the heart,
Like a cannonball…

Headlights are blazing through,
Turn on the radio, I hear the news,
Hand on the wheel, foot on the floor,
And on, and on, and on we go,
This car is like a friend,
Bring her the message that I want to send,

Oh the dawn was breaking and I saw the sun,
Burning like a fire on the bay,
I’m nearly there now, I’m gonna say -

One word, one heart, one night, is all I want,
One word, one heart, one girl, is waiting there for me,
I never knew I cared so much before,
I’ve got to tell her tonight – straight to the heart,
I’ve got to tell her tonight – straight to the heart,
I’ve got to tell her tonight – straight to the heart,
Like a cannonball…

عاقلان

Saturday, February 4th, 2006

-Pooyan Tabatabaei  - عکس از پویان طباطبایی

ما هم دل شکسته و دیوانه بوده ایم
ما هم اسیر طره جانانه بوده ایم
ما نیز , چون نسیم سحر در حریم باغ
روزی ندیم بلبل و پروانه بوده ایم
بر کام خشک , به حقارت نظر مکن
ما هم رفیق ساغر و پیمانه بوده ایم
ای عاقلان , به لذت دیوانگی قسم
ما نیز دل شکسته و دیوانه بوده ایم


(پژمان بختیاری)

شهر خاموش

Saturday, February 4th, 2006

-Pooyan Tabatabaei  - عکس از پویان طباطبایی


شهریست در خموشی و دیوارهای شهر
گشتند تکیه گاه من هرزه گرد مست
با خویشتن به زمزمه ام این حدیث را:
یا هست آنچه نیست و یا نیست آنچه هست !

داغم به لب ز بوسه , یک شب , که شامگاه
زخمی نهاد بر دلم و آشنا شدیم
با یک نگاه عهد ببستیم و او مرا
نشناخت کیستم ! سپس از هم جدا شدیم



(نصرت رحمانی)

تو

Saturday, January 14th, 2006


من از لب تو منتظر یک حرف تازم
تا قشنگترین , قصه عالم را بسازم

تو معنی بهترین کلامی
مفهوم تمام شعرهامی
منظور و مراد هر پیامی

من از لب تو منتظریک حرف تازم
تا قشنگترین قصه عالم را بسازم

بدون تو

Monday, December 12th, 2005


جمله اول این گفتار را وامدار یار گرمابه و گلستانم , سامان رفیعا هستم و دعایی در انتهای برنامه را , از دیگری.

مجموعه حاضر ,بخش دوم نوشته های پراکنده ام با نام “بی تو” است که در طول 5 سال گذشته به رشته تحریر درآمد و به 10 قسمت تقسیم شده بود که در اینجا بجز بخش ششم , الباقی برای شنیدن آماده است.
تنظیم و انتخاب آهنگها به عهده خودم بوده و در این مدت دوایی برای تمام تنهایی ها یم و اگر اصرار دوستان نبود , شاید هر گز در اینجا نمی گذاشتمش.
پس تقدیم به آنهایی که باور دارند :
هنور هم در آن سوی پنجره , گوشی برای شنیدن هست.

بشنوید:

 

Whit out you By Pooyan Tabatabaei

فایل صوتی فوق را برای آن دسته از شنودنگان که علاقه مند به شنیدن مجدد, بدون استفاده از اینترنت می باشند , به 3 بخش تقسیم کرده تا حجم فایلها کمتر شود.

بخش یک

بخش دو

بخش سه