Archive for February, 2008

آفتابكاران جنگل - سر اومد زمستون

Monday, February 18th, 2008

سر اومد زمستون شكفته بهارون
گل سرخ خورشيد باز اومدو شب شد گريزون
كوهها لاله زارن لاله ها بيدارن
تو كوهها دارن گل گل گل آفتابو مي كارن
توي كوهستون دلش بيداره
تفنگ و گل و گندم داره مياره
توي سينه اش جان جان جان
يه جنگل ستاره داره، جان جان، يه جنگل ستاره داره
سر اومد زمستون شكفته بهارون
گل سرخ خورشيد باز اومدو شب شد گريزون
لبش خنده نور دلش شعله شور
صداش چشمه و يادش آهوي جنگل دور
توي كوهستون دلش بيداره
تفنگ و گل و گندم داره مياره
توي سينه اش جان جان جان
يه جنگل ستاره داره، جان جان، يه جنگل ستاره دار

icon for podpress  آفتابكاران جنگل - سر اومد زمستون : Play Now | Play in Popup

مرگ آخرين اثر شاعر زباله ها

Saturday, February 9th, 2008

Jazeh Tabatabaei

زمستان هنرمندان امسال انگار به پايان نمي رسد، تا  ژازه طباطبايي هنرمند پيشرو مجسمه ساز كشورمان نيز با مرگ خود روز گذشته به جمع هنرمندان فقيد زمستان سرد سال  1386 بپيوندد.


قرار بود بهمن ماه امسال براي ژازه بزرگداشتي در موزه امام علي (ع) برگزار شود اما انگار ماشين زندگي  «شاعر زباله هاي ايران» روي 77 سالگي بازماند تا شايد هنرمندي كه هميشه براي خلق آثارش از قطعات خودروهاي فرسوده استفاده مي نمود اينبار به خلق آخرين اثر زندگي اش يعني مرگ بپردازد.


ژازه نقاشي مي كرد ،شعر مي گفت و مجسمه مي ساخت  و به طور كل در آثارش هميشه سعي داشت تا با نشان دادن موضوعات سنتي به شيوه اي ‌ مدرن ، مجسمه‌ها يي را با استفاده از آلات و ادوات مستعمل ماشين‌هاي صنعتي خلق ‌كند كه هيچ كس گمان نمي برد اين زباله ها روزي نقش يك اثر هنري را ايفا كنند.


آثار اين هنرمند در زمان حياتش به جشنواره‌هاي پاريس، سن پائولو و جشنواره دوسالانه ونيز راه يافت  و بيش از10 جايزه جهاني دريافت كرد


نوشته شده توسط مهدی نورعلیشاهی.





Jazeh Tabatabaei

ژازه طباطبایی، نقاش و مجسمه ساز سر شناس ایرانی در ساعات اولیه بامداد امروز به‌ دليل عوارض ناشی از عفونت ريه، مشكلات قلب، كليه و دستگاه تنفسی( 20 بهمن ماه) چشم از جهان فروبست.

اين نقاش و مجسمه‌ساز 77 ساله كه از نيمه‌ آذرماه به‌دليل آسيب‌ديدگي از ناحيه‌ي لگن در بيمارستان بستری و مورد عمل جراحي قرار گرفت، پس از پايان دوره‌ي نقاهت از يك ماه پيش به آسايشگاه سالمندان فرزانگان منتقل شد، اما در پی مشكلات ناشی از بلعيدن غذا به خون‌ريزی معده دچار و از حدود 10 روز پيش به بيمارستان عيوض‌زاده و در پی آن، به بيمارستان آتيه انتقال داده شد.

آقای طباطبايی بيش از 40 جلد كتاب شامل داستان‌های فولكلور، رمان، شعر، نقدهای هنری و نمايشنامه منتشر كرد.

پايه‌گذاری و مديریت گالری هنر مدرن ايران یا گالری “هنر جديد”‌ از جمله اقدامات موثر ژازه طباطبایی در عرصه هنرهای تجسمی ایران محسوب می شود.

نقاشی ها و مجسمه های این مجسمه ساز فقید ایرانی در موزه ها و کلکسیون های شخصی مانند موزه لوور پاریس، موزه مترو پولیتن نیویورک، موزه هنرهای معاصر تهران، پریوات کلکسیون آلمان، گالری سیحون تهران، مجموعه شخصی فرح دیبا، ملکه سابق ایران، امیر عباس هویدا، نخست وزیر پیشین این کشور و برخی دیگر از دوستان وی موجودند.

خسرو سینایی، کارگردان ایرانی تا کنون دو فیلم با نام های شرح حال و کوچه پاییز از زندگی ژازه طباطبایی ساخته و نمایش داده است.

وداع نیکول فریدنی با زندگی

Saturday, February 9th, 2008

نیکول فریدنی، عکاس برجسته ایرانی که بیشتر با عکس هایش از طبیعت شهرت دارد، در ۷۳ سالگی با زندگی وداع کرد.

نیکول فریدنی که مدت ها از بیماری رنج می برد، در حالی که مشکل سخن گفتن و شنوایی داشت، به دلیل عوارض ناشی از سرطان پروستات و عفونت ریوی، صبح روز چهارشنبه، 17 بهمن در خواب در منزل از دنیا رفت.

او در منزل خود گالری کوچکی داشت که عکس هایش را در آن نگهداری می کرد و در ماه های اخیر خبرهایی از تاسیس مدرسه عکاسی نیکول اعلام شده بود.

نیکول فریدنی اگر چه به عکاس طبیعت معروف شده است، عکس های بسیاری با موضوعات دیگر نیز داشت که از آن جمله می توان به مجموعه عکس های تهران، قم و مشهد او اشاره کرد که در آن مجموعه عکس های مختلفی از دوره های تاریخی مختلف این شهر ها و به خصوص بناهای آن شهرها داشت.

ماه منیر سلطانی همسر نیکول در گفت و گو با خبرگزاری های ایران گفته است که همسرش وصیت کرده تا درقطعه هنرمندان کرج در امام‌ زاده طاهربه‌خاک سپرده شود.

نیکول فریدنی در سال ۱۳۱۴ در شیراز به دنیا آمد و از شش سالگی با عکاسی آشنا شد.

از او کتاب هایی درباره کرمان، ماهان، گیلان، اصفهان، مجموعه‌های ایران و ... چاپ شده و مجموعه های بسیاری آماده چاپ دارد.

From BBC

Fars News

Lady Midnight

Saturday, February 9th, 2008

Photo by Pooyan Tabatabaei -  Home - پویان طباطبایی
I came by myself to a very crowded place;
I was looking for someone who had lines in her face.
I found her there but she was past all concern;
I asked her to hold me, I said, “Lady, unfold me,”
but she scorned me and she told me
I was dead and I could never return.

Well, I argued all night like so many have before,
saying, “Whatever you give me, I seem to need so much more.”
Then she pointed at me where I kneeled on her floor,
she said, “Don’t try to use me or slyly refuse me,
just win me or lose me,
it is this that the darkness is for.”

I cried, “Oh, Lady Midnight, I fear that you grow old,
the stars eat your body and the wind makes you cold.”
“If we cry now,” she said, “it will just be ignored.”
So I walked through the morning, sweet early morning,
I could hear my lady calling,
“You’ve won me, you’ve won me, my lord,
you’ve won me, you’ve won me, my lord,
yes, you’ve won me, you’ve won me, my lord,

ah, you’ve won me, you’ve won me, my lord,
ah, you’ve won me, you’ve won me, my lord.”

by Leonard Cohen

فیلم‌سازی ساده، دوربین دیجیتال و سبک کیارستمی

Monday, February 4th, 2008

Kiarostami

فیلم‌سازی ساده، دوربین دیجیتال و سبک کیارستمی
در ادامه نشست از کارگردان آ.ب.ث آفریقا پرسیده شد که چطور این‌قدر ساده و فقط با یک دوربین دیجیتال فیلم می‌سازد. وی در پاسخ گفت: فکر نکنید سادگی، خیلی ساده است. برای سادگی باید از پیچیدگی بگذریم و برای ما ساده نیست که پیچیده نباشیم.
کیارستمی نداشتن امکانات را بهترین امکان برای فیلم‌سازی می‌داند. او در این‌باره گفت: من همیشه به فیلم‌سازهای ایرانی گفته‌ام که شما بهترین شانس را برای فیلم‌سازی دارید. نداشتن امکانات یکی از بهترین شانس های ماست. هر اتفاقی مثل جنگ، زلزله، سیل و ... می‌افتد شانس فیلم‌سازی ماست. من می‌دانم که به عنوان یک شهروند زندگی در ایران برایم خیلی سخت است، اما برای ساخت فیلم و به عنوان فیلم‌ساز ایران برای من بهشت است. در اینجا هزاران موضوع برای فیلم ساختن و عکاسی کردن وجود دارد. اگر من عکاسی سوئیسی بودم نمی‌دانستم از چه چیزی در کشورم عکس بگیرم! ما در اینجا با وجود تمام محدودیت‌هایی که می‌دانیم، تعدد موضوع داریم و اگر ساده نگاه کنید، می‌توانید ساده هم فیلم بسازید. بسیاری از فیلم‌های دنیا، ساده و کم‌هزینه هستند. پس فکر نکنید من فرمول خاصی بلدم

....

قرار نبود آ.ب.ث، آفریقا را بسازیم
کیارستمی در پاسخ به سوال یکی از حاضران درباره فیلم آ.ب.ث آفریقا، نحوه ساخت این فیلم را شرح داد: باید بگویم که این فیلم قرار نبود این‌طور ساخته بشود. من و گروهم رفته بودیم آن‌جا را فقط برای بازدید ببینیم چون قرار بود فیلمی درباره ایدز و قربانیان‌اش به سفارش یونسکو بسازیم. من دو جا این شانس را پیدا کردم که بدون برنامه‌ریزی فیلم بسازم. کلوز آپ و همین فیلم. موقع فیلم‌برداری آ.ب.ث آفریقا دوربین برای من مثل قلم بود. چون رفته بودیم آنجا تحقیق کنیم، نه فیلم بسازیم. این فیلم این شانس را دارد که از میزانسن‌های پیچیده و قراردادی جدا شود.
وی ادامه داد: همیشه می‌گویند در فیلم‌برداری اگر دوربین چند سانتیمتر تکان بخورد پایه‌ پروژکتوری را میکروفن صدابردار داخل کادر می‌شود. اما در این فیلم دوربین ۳۶۰ درجه می‌چرخد درحالیکه ما نمی‌دانستیم که بعدها این فیلم را می‌سازیم.
این کارگردان ضمن اشاره به اعتباری که آ.ب.ث آفریقا پیدا کرده، افزود: هیچ فیلم‌ساز مستندی حق ندارد خودش را وارد فیلم کند. من هم در این فیلم عقاید خودم را داخل نکردم و اگر این فیلم اعتباری داشته باشد؛ که دارد، مدیون همین مساله است. ما سعی نمی‌کردیم پیام خاصی را به روح تماشاگر برسانیم و به همین خاطر آ.ب.ث آفریقا ویژگی دارد.

...

کیارستمی به سینمای ایران بدهکار نیست
شخصی گلایه کرده بود که تا فیلم‌سازهای ایرانی می‌خواهند وضعیت سینمای ایران را قبول کنند و بپذیرند، از کیارستمی در جایی تقدیر می‌شود و در نهایت گفت که ما اعتبار و افتخار کیارستمی را نمی‌خواهیم. این فیلم‌ساز نیز در پاسخ به این صحبت‌ها گفت: این‌ها از کوته نظری‌ست. مجموع فیلم‌های من را نگاه کنید؟ چه بودجه‌ای در جشنواره‌ای مگر خرج می‌شود؟ ما خرجی برای مملکت نداریم. اگر هم نقشی داشته‌ایم، سود رسانده‌ایم. من همین‌جا اعلام می‌کنم که حتی یک‌ریال بدهی به سینمای ایران ندارم

برای خواندن تمام متن اینجا را کلیک کنید

احمد بورقانی رفت

Saturday, February 2nd, 2008

Photo by Pooyan Tabatabaei - Boorghani - پویان طباطبایی

Smoke

Friday, February 1st, 2008

Photo by Pooyan Tabatabaei - Smoke - پویان طباطبایی


1

Photo by Pooyan Tabatabaei - Smoke - پویان طباطبایی


2

Photo by Pooyan Tabatabaei - Smoke - پویان طباطبایی


3


Let me know , which one is your favorite?