درگیری شدید بین موافقان و مخالفان مبارک در قاهره

February 28th, 2011

در حالی که تلويزيون مصر بار ديگر حکومت نظامی اعلام کرد خيابان‌های اطراف ميدان تحرير قاهره صحنه زدوخوردهای شديد مخالفان و موافقان حسنی مبارک شد.

به گزارش خبرگزاری‌های جهان، از ظهر امروز در ميدان تحرير قاهره و خيابان‌های اطراف آن درگيری‌های شديدی ميان مخالفان و هواداران حسنی مبارک روی داد که طی آن دست‌کم ۵۰۰ نفر زخمی شدندکه حال برخی از آنان وخيم گزارش شده است.

امروز صبح پس از سخنان شب گذشته حسنی مبارک که در آن گفته بود تا ماه سپتامبر در قدرت می‌ماند اما در انتخابات رياست جمهوری شرکت نخواهد کرد، مخالفان حکومت همچون روزهای گذشته در ميدان تحرير شهر قاهره گرد آمدند تا نهمين روز اعتراضات خود را آغاز کنند.

در حالی که به تعداد جمعيت مخالفان افزوده می‌شد، نيروهای طرفدار حسنی مبارک که به نظر می‌رسيد از قبل سازمان‌دهی شده بودند خود را ميدان تحرير رساندند.



گزارشگران تعداد مخالفان را بيشتر ارزيابی کردند و نوشتند در برابر هزاران مخالف چند صد نفر از طرفداران مبارک نيز توانستند خود را به ميدان تحرير برسانند.

اين گزار‌ش‌ها حاکی از آن است طرفداران مبارک از شهرهای مختلف به قاهره آمده‌اند و افزون بر اين‌که مسلح به سلاح‌های سرد هستند از اسب و شتر نيز برای حمله خود استفاده کرده‌اند.

در ساعات بعدی بر تعداد طرفداران مبارک افزوده شد و به هزار نفر رسيد. در درگيری‌های پيش آمده مخالفان حکومت کارت‌های شناسايی برخی از حمله‌کنندگان طرفدار مبارک را که نشان می‌داد از اعضای پليس لباس‌شخصی مصر هستند به خبرنگاران خارجی حاضر در صحنه نشان می‌دادند.

پيش از ظهر امروز اعلام شد که پارلمان مصر تا بررسی دوباره نتايج انتخابات پارلمانی مصر که مخالفان می‌گويند در آن تقلب شده، تشکيل اجلاس خود را به حالت تعليق درآورده است.

همچنين ظهر امروز سه نيروی ائتلاف ضد حکومتی در يک بيانيه مطبوعاتی اعلام کردند که نيروهای پليس لباس‌شخصی با قدرت وارد ميدان تحرير قاهره شده‌اند.

به گزارش پويان طباطبايی، از گزارشگران راديو زمانه در قاهره، ارتش مصر که امروز به تظاهرکنندگان مخالف حکومت دستور بازگشت به خانه را می‌داد در ابتدای حضور طرفداران مبارک مانع از درگيری ميان آن‌ها و مخالفان شد. اما در ساعات بعدی ارتش



برای  دیدن ادامه خبر اینجا را کلیک کنید


دریچه های روبرو

February 21st, 2011

در تلوزیون ای  تی سی کانادا ، برنامه ای متولد شده که حاصل کار مصطفی عزیزی به عنوان کارگردان و امیر مهیم به عنوان گوینده است . در بخش اول این برنامه هفتگی، بررسی آثار ادبی ایران و جهان مد نظر قرار گرفته است، در بخش دوم هر برنامه میزبان هنرمندی ایرانی خواهد بود تا پلی برای ارتباط هنرمند ایرانی و بینندگان فارسی زبان در سراسر جهان باشد

روزهای  آخری که در تورونتو بودم به دعوت دوست عزیزم محمود معراجی و امیر مهیم پشت دوربین برنامه قرار گرفتم و چند ساعتی قبل از پرواز ، تدوین کار را هم تمام کردم

در  زیر می توانید بخش گزیده  گفتگوی محمود معراجی با آرش منصوبی و گفتگوی امیر مهیم  با معراجی در استدیو را ببیند .



برای دیدن گفتگوی کامل معراجی و منصوبی باید در سایت فیسبوک به انجمن دریچه هی روبرو بروید

تهدید رسانه‌های خارجی توسط وزارت ارشاد

February 19th, 2011



مدیرکل رسانه‌های خارجی وزارت ارشاد به نمایندگان رسانه‌های خارجی در ایران توصیه کرد خبرهای منفی در مورد این کشور منتشر نکنند. او از بررسی روزانه فعالیت این رسانه‌ها خبر داد و روزنامه‌نگاران را تهدید به اخراج از ایران کرد.


پس از فیلتر کردن سایت اینترنتی برخی از رسانه‌های خارجی و ایجاد اختلال در کار شماری از فرستنده‌های رادیویی و تلویزیونی اکنون وزارت ارشاد دست به تهدید روزنامه‌نگارانی زده که با مجوز رسمی و به طور قانونی برای رسانه‌های خارجی در ایران فعالیت می‌کنند. وزارت ارشاد گفته است دفتر نمایندگی رسانه‌هایی که از ایران خبرهای منفی منعکس کنند بسته خواهد شد.

زیرنظر گرفتن فعالیت خبرنگاران خارجی

مدیرکل رسانه‌های خارجی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، محمد جواد آقاجری روز جمعه (۲۹ بهمن ۸۹) گفت: «اخبار و تولیدات نمایندگان رسانه‌ای خارجی که در ایران مستقر هستند، به صورت روزانه رصد و بررسی می‌شود و سازوکار این امر کاملا مشخص است.»

آقاجری در گفتگو با خبرگزاری فارس گفته است «سعی ما تعامل با دفاتر رسانه‌ها و خبرنگاران خارجی مقیم ایران است و در قالب‌های مختلف خواسته‌هایمان را به اطلاع آنها می‌رسانیم و آنها نیز مطالبات و انتظارات خود را به ما منتقل می‌کنند.» این سخنان به کار روزنامه‌نگارانی مربوط می‌شود که برای رسانه‌های غیر فارسی‌زبان فعالیت می‌کنند. وزارت ارشاد به نمایندگان بخش فارسی رسانه‌های خارجی رسما اجازه فعالیت نمی‌دهد.

تا پیش از انتخابات مناقشه‌برانگیز دهمین دوره ریاست جمهوری در سال ۸۸ اینگونه فعالیت‌ها غیر رسمی اما برای بسیاری از روزنامه‌نگاران در محدوده‌ی مشخصی مجاز بود. بخش فارسی شماری از رسانه‌های خارجی تا سال ۸۸ همکارانی در ایران داشته‌اند.

تهدید به تعطیلی دفترهای نمایندگی

در پی اوج‌گیری جنبش اعتراضی به نتایج اعلام شده‌ی انتخابات سال ۸۸ وزارت ارشاد و نیروهای امنیتی محدودیت فراوانی بر نمایندگان رسانه‌های خارجی اعمال کردند. در روزهایی که تظاهرات مخالفان در ایران به اوج می‌رسید روزنامه‌نگاران رسانه‌های خارجی اجازه خروج از دفتر کار و تهیه گزارش از خیابان‌ها را نداشتند.

وزارت ارشاد در روزهای بحرانی ضوابط جدیدی به دفتر نمایندگی‌ها ابلاغ می‌کند. محمد جواد آقاجری ضمن اعتراف به این محدودیت‌ها می‌گوید «اگر این دفاتر نمایندگی در چارچوب ضوابطی که برای آنها تعیین شده، حرکت نکنند قطعا با آنها براساس قوانین و مقررات برخورد می‌شود کما اینکه در انتخابات شاهد بودیم که بخاطر نوع فعالیت “العربیه” با این شبکه برخورد و نمایندگی العربیه در ایران تعطیل شد.»

ساز وکار نامشخص وزارت ارشاد

به گزارش خبرگزاری فارس مدیرکل رسانه‌های خارجی وزارت ارشاد «برخورد با فعالیت‌های خارج از چارچوب رسانه‌های خارجی متخلف را منحصر به دفاتر نمایندگی ندانست و متذکر شد: به طور نمونه در مورد بی‌بی‌سی انگلیسی، جان لاین که در ایران مستقر بود به خاطر نوع فعالیت پس از انتخابات اخراج شد.» او مدعی است «در واقع سازوکار برخورد با خبرنگاران و نمایندگی‌های رسانه‌های مختلف مستقر در کشور کاملا موجود و مشخص است.»

برخلاف این ادعا این “ساز و کار” چندان هم مشخص نیست زیرا مفاهیمی نظیر “سیاه‌نمایی” یا “اخبار منفی” در هیچ یک از دستورالعمل‌های وزارت ارشاد به روشنی تعریف نشده‌اند. در سال‌های گذشته چند خبرنگار خارجی به دلیل تهیه گزارش‌هایی، از جمله در مورد وضعیت نابسامان زلزله‌زدگان بم، از کشور اخراج شده‌اند.

مماشات در کار نیست

خبرگزاری فارس که به نیروهای نظامی و امنیتی منسوب است در خاتمه‌ی این گزارش از مدیرکل رسانه‌های خارجی وزارت ارشاد پرسیده است «آیا در برخورد با رسانه‌های خارجی مقیم کشور که اقدام به انعکاس اخبار ناصحیح و سیاه‌نمایی از اوضاع ایران می‌کنند، مماشاتی در کار است یا خیر؟»

ظاهرا آقاجری در پاسخ به این پرسش گفته است «به هیچ عنوان مماشاتی در این موضوعات در کار نیست؛ دفاتر نمایندگی رسانه‌های خارجی به دلیل اینکه می‌دانند که اشراف کاملی نسبت به فعالیت و اخبار تولیدی آنها داریم، هرگز دوست ندارند که ارتباط آن‌ها با ایران که کانون اخبار مهم جهانی است، قطع و مجبور به ترک ایران شوند.» به نظر می‌رسد این گفتگو هشداری به روزنامه‌نگاران خارجی در مورد انعکاس خبر ناآرامی‌های احتمالی در روزهای آینده باشد.

منبع : سایت دویچه وله

برمی گردم

February 15th, 2011

با عرض پوزش از مدیر کل محترم مطبوعات خارجی در ایران ، از این پس  وبلاگ بنده حقیر سراپا تقصیر تا اطلاع ثانوی به روز می گردد.


من الله  توفیق

Happy Valentines day

February 13th, 2010

Pooyan Tabatabaei -

To all the girls I’ve loved before
Who travelled in and out my door
I’m glad they came along
I dedicate this song
To all the girls I’ve loved before

To all the girls I once caressed
And may I say I’ve held the best
For helping me to grow
I owe a lot I know
To all the girls I’ve loved before

The winds of change are always blowing
And every time I try to stay
The winds of change continue blowing
And they just carry me away

To all the girls who shared my life
Who now are someone else’s wives
I’m glad they came along
I dedicate this song
To all the girls I’ve loved before

To all the girls who cared for me
Who filled my nights with ecstasy
They live within my heart
I’ll always be a part
Of all the girls I’ve loved before

The winds of change are always blowing
And every time I try to stay
The winds of change continue blowing
And they just carry me away

To all the girls we’ve loved before
Who travelled in and out our doors
We’re glad they came along
We dedicate this song
To all the girls we’ve loved before

To all the girls we’ve loved before
Who travelled in and out our doors
We’re glad they came along
We dedicate this song
To all the girls we’ve loved before

شراب

February 11th, 2010



Photo by Pooyan Tabatabaei-  Algonquin Park - 2007- پویان طباطبایی

قسم به عشقمون قسم

همش برات دلواپسم

قرار نبود اینجوری شه

یهو بشی همه کسم

راستی چی شد ، چه جوری شد

اینجوری عاشقت شدم

شاید میگم تقصیر توست

تا کم شه از جرم خودم



ستاره ها رو شمردم نیومدی و نمردم

بیا که جون نسپردم

میون گریه دویدم حباب اشکو دریدم

ندیدمت که ندیدم


یه روز سراب من و خواب من و شراب من تو بودی و تو

امروز شهاب من و تاب من و عذاب من تو هستی وتو

یه روز بهار من و یار من و قرار من تو بودی و تو

امروز خزان من و زوال من و زیان من تو هستی و تو



برو برو که خسته از شکستنم


من عاصی از هر عشق و هر دل بستنم

کبوترم که پر زدم ز بام تو

بیزارم از نامت به لب آوردنم


n=”right”>

گر بدين سان زيست بايد پست

February 5th, 2010


Photo by Pooyan Tabatabaei - Bird - New year - پویان طباطبایی

گر بدين سان زيست بايد پست


من چه بی شرمم اگر فانوس عمرم را به رسواسی نياويزم،


بر بلند کاج خشک کوچه ی بن بست.


گر بدين سان زيست بايد پاک


من چه ناپاکم اگر ننشانم از ايمان خود، چون کوه،


يادگاری جاودانه، بر تراز بی بقای خاک.



احمد شاملو


شب سرد

January 20th, 2010

Photo by Pooyan Tabatabaei - عکس از پویان طباطبایی


یک شب سرد از این شهر سفر خواهم کرد

دیده بر آینه ها بسته ، خطر خواهم کرد

هم ره باد خزانی سوی شط خواهم شد

دست در دامن گلگون سحر خواهم کرد

Freedom

January 18th, 2010

Photo by Pooyan Tabatabaei  - پویان طباطبایی

he drank wine all night of the
28th, and he kept thinking of her:
the way she walked and talked and loved
the way she told him things that seemed true
but were not, and he knew the color of each
of her dresses
and her shoes-he knew the stock and curve of
each heel
as well as the leg shaped by it.

and she was out again and when he came home,and
she’d come back with that special stink again,
and she did
she came in at 3 a.m in the morning
filthy like a dung eating swine
and
he took out a butchers knife
and she screamed
backing into the rooming house wall
still pretty somehow
in spite of love’s reek
and he finished the glass of wine.

that yellow dress
his favorite
and she screamed again.

and he took up the knife
and unhooked his belt
and tore away the cloth before her
and cut off his balls.

and carried them in his hands
like apricots
and flushed them down the
toilet bowl
and she kept screaming
as the room became red

GOD O GOD!
WHAT HAVE YOU DONE?

and he sat there holding 3 towels
between his legs
no caring now whether she left or
stayed
wore yellow or green or
anything at all.

and one hand holding and one hand
lifting he poured
another wine

by :  Charles Bukowski

A Poem is a City

October 8th, 2009

‘A Poem is a City’ by Charles Bukowski


A poem is a city filled with streets and sewers
filled with saints, heroes, beggars, madmen,
filled with banality and booze,
filled with rain and thunder and periods of
drought, a poem is a city at war,
a poem is a clock asking why,
a poem is a city burning,
a poem is a city under guns
its barbershops filled with cynical drunks,
a poem is a city where God rides nakes
through the streets like Lady Godiva,
where dogs bark at night, and chase away
the flag; a poem is a city of poets,
most of them quite similar
and envious and bitter . . .
a poem is this city now,
50 miles from nowhere,
9.09 in the morning,
the taste of liquor and cigarettes,
no police, no lovers, walking the streets
this poem, this city, closing its doors,
barricaded, almost empty,
mournful without tears, aging without pity,
the hardrock mountains,
the ocean like a lavender flame,
a moon destitute of greatness,
a small music from broken windows . . .

a poem is a city, a poem is a nation,
a poem is the world . . .
and now I stick this under glass
for the mad editor’s scrutiny,
and night is elsewhere
and faint gray ladies stand in line,
dog follows dog to estuary,
the trumpets bring on gallows
as small men rant at things
they cannot do.